جشنهاي ارامنه (مسحيان ارمني)

ارامنه ايران داراي جشنهاي متنوعي هستند که بيشتر آنها ريشه هاي باستاني ايراني داشته و بعضي نيز ريشه در دين عيسي مسيح (ع) دارد تعدادي از مهمترين اين جشنها عبارتند از:
جشن درندز یا « تيرن انداراج » (Tearan and Araj)
جشن درندز ( ترانتاز) که آن را به به نام « تيرن انداراج » (Tearan and Araj) يا « ديارنداراج » نیز می خوانند در فرهنگ مسیحی ارامنه ایران باز تابی از برگزاری جشن سده در روزگاران کهن است که با برخي پيرايهها در زمره جشنهاي كليساي ملي ارمني درآمد. اكنون ارامنه هرساله اين جشن را كه بُنمايهاش رنگ مسيحایي گرفته، در غروب روز 13 فوريه/ برابر با 24 بهمن ماه به يادبود ورود حضرت مريم مقدس همراه با حضرت مسيحِ چهل روزه به بيتالمقدس و استقبال از آنها با افروختن آتش و آذينبندي گذرگاه با مشعل و چراغ، در كليساها جشن ميگيرند. در اين جشن، كپههاي بوته را كه در حياط كليسا چيدهاند، با شمع افروختهاي كه مقام روحاني ارامنه از محراب كليسا ميآورد، آتش ميزنند. آتش اين جشنها و مراسم عبادي ـ آئيني را مردم هر دو قوم ايراني و ارمني از دوران كهن مقدس و متبرك ميپنداشتهاند و براي آن، خاصيت قدسيانه تندرستي و آرامشبخش ميانگاشتهاند.
جشن باركندان يا برغندان (باریگندان)
اين جشن در ميان ارمنيان در روز پيش از آغاز روزه بزرگ، روزهاي 49 روزه كه از يكشنبه پس از بدر ماه تا روز پيش از عيد پاك طول ميكشد، و بهقولي همزمان با جشن « ناواسارد » (= نو سرد: سال نو) گرفته ميشود. در اين روز، ارمنيان مفصلترين و رنگينترين سفره شام را براي شاد خواري ميگسترند.
نام اين جشن در زبان ارمني، « باري گِندان » (Baregendan) يا « بار كندان » (Barekendan) به معناي « زندگي خوب » يا « خوب زندگيكردن » و يا « زندگي نو » و « شادماني و فراواني نعمت »و در زبان اودي (Udisch) زبان بوميان ارّان قفقاز « پَرگَنْدَ» (Pärägändä) به معناي « هفته كره » آمده است. جشن روز يكشنبه پيش از روزه را هم، « كارنوال كمرج » (Carneval Kamrj) نيز مينامند.
در اين روز، مردم نظم و نظام معمول در زندگي را برهم ميزنند و كارهايي بيرون از عرف و قاعده ميكنند و در آن به جشن و شادي و پُرخوري و شادخواري ميپردازند. اين روز عيش و عشرت را در ادبيات مردمشناسي به اصطلاح « اورجي » (Orgy) مينامند. نمونهاي از روزهاي اورجي بازمانده از دوران كهن در ايران، يكی « سيزده فروردين » يا « سيزده نوروز »، روز « گذار » (Transition) يا « آستانه » (Liminal) حدّ فاصل ميان دورة 12 روزه « جداگزيني » (Segregation) مردم از كار و فعاليت روزانه در يك سال گذشته و كهنه، و آغاز سال نو و باز گشت به جامعه و « پيوستن » (Incorporation) دوباره به كار و فعاليت اجتماعي منظم و منسجم در جامعه است؛
واژة « برغندان » يا « برقندان » رايج در زبان فارسي و فرهنگ ايرانيان، صورت ديگر واژه « باركندان » يا « باري گندان » ارمني است. احتمالاً اين جشن با نامش از فرهنگ ارامنه به فرهنگ ايراني وارد شده است. باركندان یا برغندان با جشن « كلوخانداز » ايرانيان در روز پيش از فرارسيدن ماه رمضان درآميخته و از رسمهاي همگاني مردم شده است.
زاديك
زاديك عيدى است كه بشادمانى رستاخيز حضرت عيسى در فاصله زمانى 21 مارس تا 26 آوريل برگزار مى گردد. البته در تقاويم كليسائى اعياد زاديك و رستاخيز جدا از هم ذكر گرديده است. ولى در زبان ارمنى و كليساى ارمنى ، اصطلاح زاديك نماينگر رستاخيز عيسائى است.
در انجيل ها چگونگى رستاخيز به تفصيل شرح داده است.
عيد رستاخيز و عيد تولد حضرت مسيح دو واقعه بسيار مهم عالم مسيحيت است و در دوران نخستين پيدايش آئين مسيح اعياد منحصر بفرد عموم مسيحيان بود و اعياد ديگر بعدها رواج يافته است.
در بامدادان اين روز مردم دسته دسته بسوى كليساها ميروند و در باداراگ مخصوص شركت و پس از آن تبرك ميشوند.
شاراكان خاصى كه با سخنان شيوا چگونگى رستاخيز مجسم شده در اينروز اجرا ميشود.
در همين هنگام وعده رستاخيز همگانى به مردم داده ميشود و رفتگان و درگذشتگان به حيات دوباره و رستاخيز بزرگ اميدوار ميشوند.
آنگاه انجيل هاى چهارگانه خوانده ميشود و مراسم باداراگ همچنان ادامه مى ياد.
اصطلاح زاديك بطور قطع ويقين تجزيه نشده و مأخذ و معنى آن كاملأ روشن نيست.
بعضى زاديك را بعمنى قربانى نمودن گوسفند يا گوساله ميدانند. برخى آنرا به عيد باسك كليميان تشبيه ميكنند. بطوريكه ميدانيم باسك مظهر يك واقعه بزرگ تاريخى بود ، واقعه ايكه يهوديان را از خاك مصر به بسر زمين موعد رهنمون گشت.
در ترجمه كتاب مقدس به زبان ارمنى ، باسك به زاديك ترجمه شده و بعمنى نقل مكان ، جدائى و دور شدن بكار رفته است.
بدانسان كه يهوديان ترك خاك مصر و رفتن بسوى ارض موعود را يك واقعه نورانى و شادى آفرين مى پندارند ، همانطور هم ، مسيحيان واقعه رستاخيز را نقطه پايان رنجها و سختيها وآلام حضرت عيسى ميدانند و جالب آنكه ، مصلوب شدن حضرت عيسى و رستاخيز او با جشن هاى باسك يهوديان همزمان بوده است.
آزمنولوگ نامدار استپان مالخاسيان در مورد زاديك ميگويد :
(اصطلاح زاديك از يك عيد يهودى كه نشانگر رفتن يهوديان بسوى ارض موعود و عبور از بحر احمر ميباشد گرفته شده است. باسك به معنى گذر و عبور ميباشد كه در زبان ارمنى زاديك خوانده ميشود. در اينروز رسم چنين است كه گوسفند و گوساله قربانى كنند و همين كار را يهوديان در شب حركت بطرف ارض موعود انجام دادند. زاديك در مسيحيت ، نمايانگر رستاخيز عيسائى است و بطور كلى معنى عيد و شادمانى را ميدهند. )
پاترياك تورگوم در كتاب " مقدسين و اعياد " خود ، شرح زيرين را در مورد لغت زاديك مينويسد : ( پيشينيان در اصطلاح زاديك ريشه كلمه آزادى را بدست داده و آنرا آزاد شدن معنى نموده اند پاره اى هم ريشه كلمه جدا شدن (زاد) را در آن ديده بياد جدا شدن قوم يهود از خاك مصر و عبور از درياى سرخ ، واقعه مزبور را زاديك ترجمه كرده اند. تحقيقات خير بيشتر بر معنى جدا شدن تكيه دارد و يك تعريف نجومى نيز بر وصف سابق اضافه شده است )
(البته كسانى هم هستند كه هيچكدام از فرضيه هاى سابق را نمى پذيرند و ميكوشند ثابت كنند كه اصطلاح زاديك ريشه فارسى دارد و معنى آن قربانى كردن را ميدهد. هاير آليشان روحانى و محقق بزرگ ارمنى ، تشابه فراوان ميان زاديك ارمنيان ، زاد گرجيان ، ساد مصريان وسات هنديان مى بيند و بعنوان يك الهه بزرگ و مشترك شرقى از آن ياد مى كند.
بزعم او زاديك مظهر قربانى كردن و در اصل از اساطير و داستانهاى افسانه ئى ارمنى گرفته شده و همانند عيد شم السنيم مصريان هنگام فرا رسيدن فصل بهار با قربانى نمودن گوسفند برگزار ميشده )
با توجه به اين تحقيقات مى توان گفت كه زاديك بطور كلى معنى جشن و شادكامى را ميدهد و عوام به همين جهت ، زاديك را در موارد مختلف بكار برده و زاديك هاى بزرگ و كوچك را براى خود بوجود آورده اند.
جالب آنكه درست مقارن با عيد زاديك ، حشره اى كوچك ديده مى شود كه عوام آنرا زاديك مينامند. اين حشره كه داراى پوست گرد و سرخ رنگ با خال هاى سياه است ، در روزهاى زاديك پديدار ميشود و تنها حشره اى است كه با نام اعياد شناخته شده و نسبت و رابطه آن با عيد زاديك روشن نيست.
به هر جهت ، در ترجمه ارمنى كتاب مقدس ، اصطلاح زاديك زياد بكار رفته و از آن پس تاكنون ميان ارمنيان رواج يافته و همواره جشن و سرور شادمانى از آن آزاده شده است.
مورد ديگرى كه ذكر آن حائز اهميت ميباشد آنست كه از اصطلاحات باستانى ؛ تنها زاديك است كه در كتاب مقدس بارها آمده و از اصطلاحات ديگر مانند وارداوار ، زاغگازارد و غيره در كتاب مقدس هيچگونه يادى نشده است.
وقتى آداب و رسوم توده مردم مطالعه قرار مى گيرد ، مى بينيم كه عوام هنگام بعضى از اعياد ، از خانه هاى خود بيرون آمده و دسته دسته بدشت و صحرا ميرفتند و مراسم خاصى را در هواى آزاد و در ميان طبيعت برگزار ميكردند. البته بيشتر اين رسوم مقارن با فصل بهار و تجديد حيات طبيعت بود و زاديك نيز يكى از همان اعياد بشمار ميرفته است.
متاسفانه امروزه از آن همه آداب و رسوم دل نشين باستانى ، فقط مراسم رنگ كردن تخم مرغ وبازى تخم مرغ بيادگار مانده و روايات زير نمايشگر آن آداب و رسوم ديرينه ميباشد :
1. مى گويند پس از آنكه مريم ماگدالينى به رم عزيمت كرد ، در راه اشاعه آئين مسيح كوشش بسيار نمود و بحضور تزارتيبريوس باريافت و يك تخم مرغ سرخ رنگ به وى هديه نموده و سرگرم تبليغ انجيل شد. بديهى است كه اين روايت افسانه اى بيش نيست و فقط از نظر آنكه پيرامون تخم مرغ حكايت مى كند بذكر آن پرداختيم.
2. تخم مرغ در اديان اهميت خاصى دارد و يونانيان و روميان قديم براى خدايان خود تخم مرغ هديه ميدادند تا بدينوسيله از گناهان دنيوى پاك دنيوى پاك و منزه گردند.
در دائرة المعارف كاتوليك راجع به تخم مرغ توضيح زير داده شده است.
(تخم مرغ در روزگاران باستان نشانه طبيعت محسوب مى شد. در آغاز بهار مردم به يكديگر تخم مرغ تعارف مى كردند ، پس از ظهور مسيحيت و مرسوم شدن روزه هاى مختلف ، استعمال تخم مرغ تا اندازه اى محدود و جزو مراسم مذهبى و كليسائى گشت.
در حال حاضر تخم مرغ زاديك نشانگر سنگ قبر حضرت عيسى و رنگ كردن و هديه دادن آن يك آئين مذهبى است.)
بطور كلى تخم مرغ نزد تمام ملل از مظاهر تجديد حيات بوده و رنگ كردن برنگ سرخ ، نشانه شادمانى و در عين حا ل قربانى بشمار ميرفته. بنابر اين رنگ كردن و هديه دادن آنن از اعصار كهن بيادگار مانده است.
پس از مسيحيت ، تخم مرغ سرخ رنگ سمبول خون حضرت مسيح اعلام شد و وارد تشريفات كليسائى گشت.
زردشتى ها هنوز هم در مراسم خود از تخم مرغ استفاده مى كنند و ايرانيان برسم روزگاران باستان ، بر روى سفره هفت سين تخم مرغ قرار مى دهند.
بطوريكه حكايت مى كنند سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقى شاهنشاه ايران هنگام عيد به اطرفيانش تخم مرغ هديه مى كرد و اين عمل جزو مراسم درباى ايران بوده است. در شب عيد درباريان بالباس تمام رسمى بحضور شاهنشاه بار مييافتند و از دست شاهنشاه تخم مرغ هاى طلائى ميگرفتند. بعد بنوبه خود بزيردستان تخم مرغ سرخ رنگ ميدادند. بشهادت تاريخ ، ارمنيان نيز در فصل بهاران تخم مرغ رنگ كرده هديه ميدادند.
در قوانين كليساى ارمنى ، دستورهاى صريح و روشن در اين مورد موجود است و اجراى آن در مراسم زاديك اجبارى است و اما زاديك چنانكه گفتيم عيدى است كه در فاصله زمانى 21 مارس تا 26 آوريل هر سال برگزار مى گردد.
جشن ناواسارد
نخستین ماه سال در گاهشماری ارمنستان باستان ناواسارد نام داشت که به معنی سال نو است. در نخستین روز ماه ناواسارد جشن با شکوهی برپا میشد و همه مردم در این جشن شرکت میکردند. در روز عید پیکارهای ورزشی مانند دو، اسب سواری و ارابهرانی برگزار میشد. پهلوانان زورآزمایی میکردند و نوازندگان تازهترین آهنگهای خود را مینواختند. برخی نیز به کبوترپرانی سرگرم میشدند. در روز جشن مردم با انواع چهرهپوشها روی خود را میپوشاندند چرا که ارمنیان باستان بر این باور بودند که نقاب ارواح پلید را گریزان میکند. امروزه جشن ناواسارد در جوامع ارمنی روز یازدهم اگوست برگزار میشود. در این جشن تیمهای ورزش ارمنیان در یکی از کشورها گرد هم آمده و با یکدیگر به رقابت میپردازند و برندگان مسابقات پیروزمندان ناواسارد خوانده میشوند. در چند سال اخیر مسابقات ورزش ناواسارد در جمهوری ارمنستان برگزار میشود. در پایان بایستی یادآور شد که جشن ناواسارد بر پایه بسیاری از منابع موجود دارای اصل و ریشه ایرانی است و مترادف با نوسرد است که از جمله کهنترین اعیاد ایرانی بوده که در روزگار مادها برگزار میشده ولیکن امروزه به فراموشی سپرده شده است.
عید عروج حضرت مریم
این جشن در پانزدهم ماه «ناواسارد» ارمنی (24 ام مرداد ماه) در میان ارمنیان و آشوریان ایران برگزار می شود. ارمنیان نیز این مراسم را که به آن «خاقوق اورهنگ» میگویند، در روز عید حضرت مریم انجام میدهند. در این روز، در كلیسا، ابتدا شاراگان خاصی به نام « پارك سورب خاچی » اجرا میشود و سپس بندهایی از انجیل خوانده میشود. شاراگان را كشیش یا بالاترین فرد روحانی و مذهبی، با همآوازی گروه كر میخواند و احیانا برخی از مردم حاضر در كلیسا نیز، شاراگان را همراه آنها زمزمه میكنند. در پایان، از درگاه الهی درخواست میشود كه روح و جسم آدمیان را از گناهان پاك سازد و برای شركت در مراسم تبرک انگور آماده كند. سپس طی تشریفاتی، سه بار انگور متبرک میشود و در میان حاضران تقسیم میگردد.
درباره ی چرایی تبرک انگور، میگویند كه طبق روایات ، حضرت مسیح خود را به انگور تشبیه می كرد و میفرمود:
«همانگونه كه انگور ذرهای فساد را تحمل نمیكند ، من هم نمیكنم.» و این گفته ، علت احترام انگور از جانب كلیسا عنوان شده است. روز تبرک انگور قرنها پیش از مسیحیت وجود داشته است. در فصل میوه چینی ، میوه باغها را تبرک میکردند ،به همین آیین بعد از مسیحیت رنگ مذهبی داده شد. با عروج حضرت مریم در فرهنگ ارامنه، انگور ، انار و زردآلو سمبل تسلسل نسلها و پایداری و نشاط شده است.
جشن هامبار سوم
در جشن هامبار سوم مردم، به خصوص جوانان و نوخاستگاه لباسهاى رنگارگ به تن کرده که ده و به صحرا می روند تا به عادت ديرينه، مراسم فالبينى را انجام دهند.
ارامنه به دليل زندگى در کنار ايرانيان غذاهائى را که ايرانيان استفاده می کنند و از موادى که در پخت و پز غذاها استفاده می کنند فقط در بعضى اعياد يا مراسم غذاهائى را بيشتر استفاده می کنند يا به عبارتى خاص است مانند ايرانيان که مثلاً در شب يلدا يا شب عيد غذاهاى خاصى را می خورند يا در سيزده به در آش رشته می خورند ارمنيان نيز در بعضى موارد اينگونه هستند.
جراگالوتيس
جراگالوتيس که روز پيش از کريسمس است نزد ارمنيان ايران رسم چنين است که بزرگ خانواده پيش از خوردن شام، نان مقدس را ميان اعضاء خانواده تقسيم می کند تا درون جامهاى شراب بگذارند و به سلامتى همديگر بنوشند و شام آن شب کوکو پلو، ماهی شور، تخم مرغ و شراب است.
جشن آراجاووراتس
جشن آراجاووراتس باهک که نخستين باهک يا پرهيز از جانب سورب گريگورلوساوريچ آراجاووراتس باهک است برخلاف روزهاى ديگر داراى غذاى ويژه اى است که به ارمنى پوخيند يا پوخيندز نام دارد که نوعى شيرينى حلوا مانند است و يا در شب عيد بون باريگندان که روز فراوانى است و شنبه پيش از روزه را باريگندان گويند و در اين روز برنامه غذا مفصلتر و گوناگون است و اما شب، هنگام پس از خوردن آش ماست به بستر می روند و پيش از خواب يک تخم مرغ پخته در دهان خود می گذاشتند تا بامدادان با خير و برکت دهان خود را باز کنند.
عيد آواگ
در عيد شنبه آواگ که در اين روز مراسم باداراگ انجام می گيرد و بخشهائى از کتب مقدس قرائت می شود شبانگاه روزه بزرگ به پايان می رسد و در اين موقع رسم آن است که همگى غذاى ماهى و تخم مرغ میخورند در زمان روزه بزرگ يا پرهيز بزرگ مردم از خوردن بيشتر خوراکی ها به ويژه غذاهاى تهيه شده از گوشت، شير، تخم مرغ و غيره منع کرده و همگان را به دعا و نيايش و رياضت تشويق می نمود.
جشن وارداوار (آب پاشان):
جشن وارداوار (Vardavar) از قدیمیترین جشنهای ارمنیان محسوب میشود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب میپاشیدند، کبوترپرانی میکردند و مسابقات ورزشی ترتیب میدادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق میکنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید میدانند. به موجب افسانههای ارمنی، آستغیگ، الههٔزیبایی، باروری و حاصلخیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشنهای خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایههایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار میشود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار میشد.
درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل میدانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشتههای مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا میشده، همه ی مردم در این جشن شرکت میکردند و الهه را با گلهای سرخ میآراستند. میگویند گلسرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد.
ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیکترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای میآورند.
در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبهای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ایراد میشود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون میآیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب میپاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوترپرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشتههای دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.
جشن طاطائوس (تادئوس) مقدس
کلیسای تادئوس یا قره کلیسا (طاطائوس - تاتائوس Tatavoos) نخستین کلیسای مسیحیت در ایران است که در منطقه ی سرسبز و زیبای چالدران در شمال غرب کشور ساخته شده است.
هر سال عده ی زیادی از ارمنیان ایران و کشورهای همسایه، در بیست و نهم جولای (برابر با 7 مرداد) برای بزرگداشت روز ویژه ی تادئوس در آنجا گرد هم می آیند.
این مراسم هر سال بین اول تا هفتم امرداد ماه برگزار می شود. محوطه ی بزرگی در اطراف کلیسا، با چادرهایی رنگارنگ برپا و تدارک دیده میشود و خانواده ها در این چادرها ساکن می شوند. در این روزها کودکان برای انجام مراسم غسل تعمید به کلیسا آورده میشوند. مادران، کودکان خود را به دست کشیشهای کلیسای تادئوس میسپارند تا غسل تعمیدشان دهند.
شب هنگام نیز ساکنان از چادرها نیز بیرون می آیند و آتش برپا میکنند. جوان ترها به نشانه ی گرمی و دوستی به دور آتش حلقه می زنند و به زبانهای ارمنی، فارسی و گاه آذری، آوازهایی مخصوص میخوانند.
بامداد روز مراسم اصلی، ساکنان چادرها زودتر از همیشه بیدار میشوند. گوسفندهای نذری را قربانی میکنند و گوشت نذری را در بین میهمانان دیگر تادئوس پخش میکنند.
در این روز، خواندن دعا و انجام فرایض مذهبی ویژه ی ارمنیان در داخل کلیسا انجام میپذیرد و پس از مراسم مذهبی، تبرک ساختمان کلیسا با آب مقدس، حدود نیمروز انجام میشود و پس از آن شادی و پایکوبی به مناسبت این روز مقدس آغاز میشود.
تادئوس مسیحی در همان سالهای نخستینی که حضرت عیسی به تبلیغ دین میپرداخت، راه ارمنستان را در پیش گرفت. این حواری مسیح، به نقاط مختلف ارمنستان سفر کرد و به تبلیغ مسیحیت پرداخت. تادئوس قدیس همراه عده ای از پیروانش در سال ۴۸ میلادی در ناحیه ی «آرتاز» کشته شد و با رسمیت یافتن دین مسیح، پیروان این آیین مقبره ایی بر مزار این قدیس برپا کردند که در سده های بعدی به زیارتگاه با شکوهی مبدل گشت.
نخستین نشانه ای که در متون تاریخی از این زیارتگاه پیدا شده در یکی از نوشته های «توما آرزرونی»، مورخ ارمنی است که در اواخر سده ی نهم و اوایل سده ی دهم میلادی از دیر تادئوس (طارئوس) قدیس نامبرده است.
منابع:
anobanini
http://fa[dot]wikipedia[dot]org
feed://grikoryan[dot]blogfa[dot]com
www[dot]aariaboom[dot]com
http://forum[dot]niksalehi[dot]com
http://grikoryan[dot]blogfa[dot]com

برخی صفحات داخلی سایت
اسالم-خلخال / آران و بیدگل / مرنجاب / کاروانسرا مرنجاب / آهار/برج میلاد/میدان آزادی/کاخ گلستان/مسجد کبود تبریز/کاخ سعدآباد / دریاچه گهر /مهاباد /سهولان /ماکو /قره کلیسا /باغچه جوق /دخمه فرهاد /همدان /ملایر/همدان /نهاوند /کبودر آهنگ /اسدآباد /تویسرکان /رزن /باباطاهر/هگمتانه /گنج نامه /غار علیصدر /ابن سینا /برج قربان /ارومیه /مارمیشلو /دریاچه ارومیه /بوکان /حسن زیرک /تکاب /چمن متحرک /زندان سلیمان /تخت سلیمان /
/نایین /کاشان /پاسارگاد /اصفهان /تخت جمشید /جنگل ابر/
لینک دوستان
زنده ماندن در شرایط سخت / گردشگری / گردشگری / افزایش پیج رنک / شهر فیلم / لوگو / آموزش مهندسی / ایرانگردی / فروش فیلم، موزیک، سریال و کارتون / فروش فیلم، موزیک، سریال و کارتون / کامپیوتر صبا / کویرهای ایران / آموزش فارکس/ Iran Fairs and Exhibitions /
موضوعات
آخرین نوشته های این بخش
زرتشت پيامبر
جهتيابي
خونريزيها
جشن مهرگان
جشن تيرگان
مازندران
تاریخ بیهقی
نوروز
حسنک وزیر
جشن سده
توالت صحرایی
سرپناه
تور روستای مصر
آغاز و انجام شاهنامه
ورزشهای لرستان
موسيقي لرستان
اهل كاشانم...
شیرزنان ایرانی...
زنان در دوره هخامنشی
رباعیات حکیم عمر خیام
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (1-50)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (51-100)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (101-150)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (151-200)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (201-250)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (251-300)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (301-350)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (351-400)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (401-450)
دیوان غزلیات حافظ شیرازی (451 تا آخر)
رنج و روزگار فردوسی
نماد فروهر
رباعیات خیام
گلستان سعدی- باب هشتم- در آداب صحبت
گلستان سعدی- باب هفتم- در تاثیر تربیت
گلستان سعدی- باب ششم- در ضعف و پیری
گلستان سعدی- باب پنجم- در عشق و جوانی
گلستان سعدی- باب چهارم- در فوائد خاموشی
گلستان سعدی- باب سوم- در فضیلت قناعت
گلستان سعدی- باب دوم- در اخلاق پارسایان
گلستان سعدی- باب اول- در عبرت پادشاهان
ديوان حافظ (فارسی و انگلیسی)
برف
سنگ نوردی
غارنوردی
ثبت لینک شما
خط اوستایی
"خوشکاري هاي اسطوره اي و حماسي بانوان در داستان هاي باستان " (منوچهر رضا پور/84)
اومانيسم ايراني(عبد الحسين فرزاد/81)
توان بيهقي در گزينش هاي نثر داستاني(سلمي- خلخالي/78)
گزارشگر حقيقت (غلامحسين يوسفي)
بيهقي و تاريخش(حسيني کازروني/69)
هزاره ميلاد ابوالفضل بيهقي(محيط طباطبايي/49)
بلخ يا نيشابور (باستاني پاريزي)
جنبه هاي رمان در بيهقي (عزيز سهرابي /79)
سلطان محمود مُرد يا کشته شد ؟ (عباسقلي محمدي/71)
يک سرنوشت ممتاز(اسلامي ندوشن/82)
تاريخ نگاري بيهقي(عباس زرياب خويي/50)
جستاري درباره وجهه ادبي تاريخ بيهقي(سلمي - قاسمي پور/81)
بيهقي و ساختار روايت(سينا جهانديده/82)
سودابه ايراني (اکبري مفاخر/84)
يک ايراني پيشقدم بر دانته(مسعود فرزاد )
Survival
اوستا
کویر نوروز
جدول فواصل
نقشه ایران
ABOL-FAZL BAYHAQI AS AN HISTORIOGRAPHER(ترجمه شده)
ابوالفضل بیهقی به عنوان مورخ (ترجمه)
تصویربرداری
آريابووم
مدل سازي و شبيه سازي
تورهای گردشگری
چی پی اس شرکت رایانیک
بنيان اساطيري حماسه ملي ايران(بهمن سرکاراتي/57)
فردوسي و شاهنامه در سند(حسام الدين راشدي/85)
حکيم توس و آموزه هاي قرآني(کامران شرفشاهي/85)
بيت هاي عرب ستيزانه در شاهنامه(ابوالفضل خطيبي/85)
تصوير اسب در شاهنامه(نساجي زواره/85)
بهمن در داستان رستم و اسفنديار(اسد الله محمد زاده/85)
اسفنديار و گشتاسب در اوستا و شاهنامه(حجت الله ربيعي/85)
ديوان اشراف در تاريخ بيهقي(کجاني حصاري/85)
بوسهل زوزني(تکميل همايون/85)
قدرت و کياست در تاريخ بيهقي( امين روشن/85)
آيين رزم در عصر غزنويان(محسن مهرابي/85)
گل محمد کليدر در آيينه حسنک وزير(نادعلي فلاح/85)
تاثر شاملو از بيهقي(فيروز نيا/85)
چند اصطلاح حقوقي در تاريخ بيهقي(حسن امين/85)
باد افره خودکامگي از نگاه بيهقي(رادمنش/85)
بيهقي، فرزانه دادگر(سيروس مهدوي/85)
روانشناسي شخصيت بيهقي(مهران مرادي/85)
داستانوارگي تاريخ بيهقي(احمد رضي/85)
عید های اسلامی و مذهبی
جشنهاي ارامنه (مسحيان ارمني)
کلوخ انداز
جشنهای یهودیان (کليميان)
جشن يلدا (شب چله)
چهارشنبه سوري
عضویت در گروه اینترنتی آنوبانینی
گاهنامه باستانی ایران