سایت جامع گردشگری آنوباني‌ني


اشمل موقع سياحي في ايران . العربية

سایت جامع گردشگری ایران

The most comprehensive site for travelling over the Iran . English


  چند اصطلاح حقوقي در تاريخ بيهقي(حسن امين/85)  

خلاصه مقاله
«چند اصطلاح حقوقي در تاريخ بيهقي» سيد حسن امين

تاريخ بيهقي يکي از منابع تاريخ حقوق ايران است و درآن اصطلاحات ديواني، نظامي، انتظامي، اداري، حقوقي و قضايي به وفور مي توان يافت. در اين مقاله از باب نمونه سه اصطلاح حقوقي و نيمه حقوقي بررسي مي شود.
مزکي و معدل
اين دو اصطلاح در داستان «افشين و بودلف» و نيز در داستان «بر دار کردن حسنک وزير» آمده است اين دو عنوان وصفي/حرفه اي، عنوان دو گروه از اصحاب دارالقضا بوده است.
مزکي، مسئول تزکيه شهود بوده است و معدل وظيفه تعديل( اثبات عدالت گواهان) بر عهده داشته است.در متون عربي، گاهي از مزکي به زکي و از معدل به عدل تعبير شده است. علي التحقيق هر دو واژه مزکي و معدل به صيغه اسم فاعل بايد خوانده شود، اما معلوم نيست چرا مرحومان علامه دهخدا، دکتر فياض، دکتر غني و دکتر معين و ... آن را به صيغه اسم مفعول خوانده اند. مناصب «مزکي» و «معدل» معرف همه مشاغل رسمي اصحاب مجلس قضا بوده و استفاده از صيغه اسم مفعول براي ارباب مناصب بي سابقه است. شاهد مشاغل مشابهب مانند معلم، محقق، مدرس، مبلغ و... است.نخستين مصححان تاريخ بيهقي(فياض و غني) به اين نکته که سمت تعديل و تزکيه شغل است توجه و التفات ننموده اند. شاهد آن که بيهقي در داستان حسنک وزير اين واژگان را به صيغه اسم فاعل خوانده است: « قضات بلخ و اشراف و علما و فقها و معدلان و مزکيان»...
واژه مزکيان نشان مي دهد که: اولا، مزکيان جمع مزکي( به صيغه اسم فاعل) يعني ترجمه «مزکون و معدلون» عربي است که کارمندان دفتري دادگاه بوده اند و در متون عربي عينا به کار رفته.دوم، سياق عبارت نشان مي دهد معدلان و مزکيان، صنفي معين و رسته اي مشخص از صاحبان مشاغل است که به طور رسمي و دائمي و کارشناسانه همه وقت، ديگران را تعديل و تزکيه مي کرده اند. فصل الخطاب را مي توان اين ابيات از ناصر خسرو را شاهد آورد:
سـائـل دانـا نـمانـد هـيـچ کـس امـروز                  سـائـل شـاه انـد خـلـق و سائل عامل
دشمن عدل اند و ضد حکمت اگر چند                   يـک سـره امـروز حـاکم اند و معدل
واژه حاکم در عصر غزنوي و سلجوقي به طور مطلق به معناي قاضي به کار مي رفته است.

جنباشيان
جنباشي به معني نيروي بسيج امروزي است. اين واژه با جنبيدن و جنبش از يک ريشه است و لذا مفهوم  بسيج و تحرک را  دارد و بايد گروههاي آماده باش نيمه نظامي/امنيتي عصر غزنوي باشد. پس جنباشي معادل بسيجي عصر ماست.
معني دوم: شايد جنباشي مضموم نباشد بلکه مفتوح باشد و از ريشه اوستاييjan به معناي زدن و کشتن. بيهقي خود کلمه جاندار را به معني سلاحدار و سلحشور استفاده کرده.
نظامي گويد:
نديم و حاجب و جاندار و دستور                  همه رفتند و خسرو ماند و شاپور
پس مي تواند بخش اول کلمه جان به معناي اسلحه و بخش دوم باشي به معناي رئيس و فرمانده باشد.

تخليص و باز نويسي:anobanini
منبع: ماهنامه حافظ، شماره 30 ، تير 85

  موضوعات  

  آخرین نوشته های این بخش  

  زرتشت پيامبر
  جهت‌يابي
  خونريزي‌ها
  جشن مهرگان
  جشن تيرگان
   مازندران
  تاریخ بیهقی
  نوروز
  حسنک وزیر
  جشن سده
  توالت صحرایی
  سرپناه
  تور روستای مصر
  آغاز و انجام شاهنامه
  ورزشهای لرستان
  موسيقي لرستان
  اهل كاشانم...
  شیرزنان ایرانی...
  زنان در دوره هخامنشی
  رباعیات حکیم عمر خیام
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (1-50)
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (51-100)
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (101-150)
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (151-200)
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (201-250)
   دیوان غزلیات حافظ شیرازی (251-300)
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (301-350)
   دیوان غزلیات حافظ شیرازی (351-400)
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (401-450)
  دیوان غزلیات حافظ شیرازی (451 تا آخر)
  رنج و روزگار فردوسی
  نماد فروهر
  رباعیات خیام
  گلستان سعدی- باب هشتم- در آداب صحبت
  گلستان سعدی- باب هفتم- در تاثیر تربیت
  گلستان سعدی- باب ششم- در ضعف و پیری
  گلستان سعدی- باب پنجم- در عشق و جوانی
  گلستان سعدی- باب چهارم- در فوائد خاموشی
  گلستان سعدی- باب سوم- در فضیلت قناعت
  گلستان سعدی- باب دوم- در اخلاق پارسایان
  گلستان سعدی- باب اول- در عبرت پادشاهان
  ديوان حافظ (فارسی و انگلیسی)
  برف
  سنگ نوردی
  غارنوردی
  ثبت لینک شما
  خط اوستایی
  "خوشکاري هاي اسطوره اي و حماسي بانوان در داستان هاي باستان " (منوچهر رضا پور/84)
  اومانيسم ايراني(عبد الحسين فرزاد/81)
  توان بيهقي در گزينش هاي نثر داستاني(سلمي- خلخالي/78)
  گزارشگر حقيقت (غلامحسين يوسفي)
  بيهقي و تاريخش(حسيني کازروني/69)
  هزاره ميلاد ابوالفضل بيهقي(محيط طباطبايي/49)
  بلخ يا نيشابور (باستاني پاريزي)
  جنبه هاي رمان در بيهقي (عزيز سهرابي /79)
  سلطان محمود مُرد يا کشته شد ؟ (عباسقلي محمدي/71)
  يک سرنوشت ممتاز(اسلامي ندوشن/82)
  تاريخ نگاري بيهقي(عباس زرياب خويي/50)
  جستاري درباره وجهه ادبي تاريخ بيهقي(سلمي - قاسمي پور/81)
  بيهقي و ساختار روايت(سينا جهانديده/82)
  سودابه ايراني (اکبري مفاخر/84)
  يک ايراني پيشقدم بر دانته(مسعود فرزاد )
  Survival
  اوستا
  کویر نوروز
  جدول فواصل
  نقشه ایران
  ABOL-FAZL BAYHAQI AS AN HISTORIOGRAPHER(ترجمه شده)
  ابوالفضل بیهقی به عنوان مورخ (ترجمه)
  تصویربرداری
   آريابووم
  مدل سازي و شبيه سازي
  تورهای گردشگری
  چی پی اس شرکت رایانیک
  بنيان اساطيري حماسه ملي ايران(بهمن سرکاراتي/57)
  فردوسي و شاهنامه در سند(حسام الدين راشدي/85)
  حکيم توس و آموزه هاي قرآني(کامران شرفشاهي/85)
  بيت هاي عرب ستيزانه در شاهنامه(ابوالفضل خطيبي/85)
  تصوير اسب در شاهنامه(نساجي زواره/85)
  بهمن در داستان رستم و اسفنديار(اسد الله محمد زاده/85)
  اسفنديار و گشتاسب در اوستا و شاهنامه(حجت الله ربيعي/85)
  ديوان اشراف در تاريخ بيهقي(کجاني حصاري/85)
   بوسهل زوزني(تکميل همايون/85)
  قدرت و کياست در تاريخ بيهقي( امين روشن/85)
  آيين رزم در عصر غزنويان(محسن مهرابي/85)
  گل محمد کليدر در آيينه حسنک وزير(نادعلي فلاح/85)
  تاثر شاملو از بيهقي(فيروز نيا/85)
  چند اصطلاح حقوقي در تاريخ بيهقي(حسن امين/85)
  باد افره خودکامگي از نگاه بيهقي(رادمنش/85)
  بيهقي، فرزانه دادگر(سيروس مهدوي/85)
  روانشناسي شخصيت بيهقي(مهران مرادي/85)
  داستانوارگي تاريخ بيهقي(احمد رضي/85)
  عید های اسلامی و مذهبی
  جشنهاي ارامنه (مسحيان ارمني)
  کلوخ انداز
  جشنهای یهودیان (کليميان)
  جشن يلدا (شب چله)
  چهارشنبه سوري
  عضویت در گروه اینترنتی آنوبانینی
  گاهنامه باستانی ایران