سایت جامع گردشگری آنوباني‌ني


اشمل موقع سياحي في ايران . العربية

سایت جامع گردشگری ایران

The most comprehensive site for travelling over the Iran . English


  مازندران در دنياي اساطير  

خلاصه مقاله
« مازندران در دنياي اساطير» غلامرضا پيروز

مازندران از جمله سرزمينهايي است که هم در دنياي اساطير و هم در دنياي واقعي حضوري پر رنگ دارد. در منابع کهن پهلوي بارها به ديوان مازندران اشاره شده است.
بنا به گزارشهاي کهن پيش از اسلام مازندران هيچگاه منطقه قوم آريايي شمرده نمي شده است. در شاهنامه نيز از مازندرانيان را از جمله دشمنان کيش شمرده است. بنا بر شاهنامه فردوسي از شاهان ايراني تنها کاووس قصد گشادن مازندران را کرد که به دست ديو سفيد که خطرناک ترين ديوان بود گرفتار شد و رستم پس از گذشتن از هفت خوان، ديو سپيد را بکشت و شاه را نجات داد.درباره هويت مازندران انگاره هاي متفاوتي وجود دارد همچون: جنوب درياي خزر، شامات، يمن، هندوستان، مصر و مغرب و سواحل آفريقاي جنوب شرقي هر کدام جداگانه قلمرو شاهنامه دانسته شده است. 
در مورد وجه تسميه مازندران نيز نظرات به همين اندازه متشدد و متفاوت است به نحوي که نمي توان در اين مورد هيچگونه اظهار نظر قطعي کرد.
 فردوسي در شاهنامه مازندران را با تبرستان يکي دانسته و از توصيفاتش اين مطلب کاملا هويداست:
که مازندران شهر ما ياد باد   هميشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش هميشه گل است  به کوه اندرون لاله و سنبل است...
جليل ضياءپور در شاهنامه شناسي معتقد است در داستان کيکاووس و مازندران دو چيز مشخص است: اول خارج بودن آن از ايران و ديگري دشمني ديرين ايران و مازندران و اظهار نظر کرده که بنابر اين نبايد مازندران همين تبرستان باشد که صادق کيا هم در کتاب شاهنامه و مازندران سعي در اثبات چنين ادعايي دارد. در پاسخ بايد گفت بديهي است مازندران در ميان دژ سبز و ستبر البرز محصور بوده و همواره از تعرض مهاجمين مصون بوده و بوميان مازندران در برابر نظامهاي مهاجر آريايي به دفاع پرداخته اند و حتي سالها پس از ورود اسلام نيز کسي نتوانست آنها را منقاد کند.
تجلي ديگر مازندران در شاهنامه آنجاست که فريدون، منوچهر را به جنگ سلم و تور مي فرستد و بيشه هاي پر آب و گل مازندران توصيف مي شود؛ هم در اين بخش و هم در بخش تاريخي به آمل، ساري و گرگان به عنوان شهرهاي بزرگ مازندران اشاره شده است.
واژه ديو در ميان اقوام آريايي معني خدا مي دهد. ديوان مازندران بومياني بودند که به دين زرتشتي اعتقاد نداشتند و اعتقاد ديرينه شان به ديو يسنا بود و اين سبب جنگهاي ديرپا ميان ايرانيان زرتشتي و آنان شده بود. در شاهنامه تهمورث ديو بند در قبال آموختن سواد و نوشتن ديوان را آزاد مي کند. پس دانش، تمدن، هنر و فرهنگ آنان بيشتر از آدميان بوده چنانکه به تهمورث خط را مي آموزند و به فرمان جمشيد خانه مي سازند. ديوان شهر نشين مازندران آدمياني زورمند و دلير و جنگجو بوده اند. در اسامي جايها و نام خانواده ها و افراد بومي مازندران هم کلمه ديو بسيار کاربرد دارد. مانند ديوکلا، ديوا، ديو دشت و... ذبيح الله صفا با تاکيد بر مطابقت مازندران کنوني و اساطيري به جايهاي متعددي که مردم محلي براي ديو سپيد در مازندران نشان مي دهند اشاره مي کند.
جالب اينکه کوهي به نام اسپروز در آلاشت سواد کوه موجود است و تختگاه ها و گورهاي باستاني درآن قابل مشاهده مي باشد.
با توجه به جميع اين موارد شکي نيست که مازندران اساطيري همان مازندران امروزي است.

تخليص و باز نويسي:anobanini
منبع: فصلنامه مطالعات ملي، س هفتم، ش4، 1385

  موضوعات  

  آخرین نوشته های این بخش  

  نوروز
  جشن مهرگان
  جشن سده
  بنيان اساطيري حماسه ملي ايران
   مازندران در دنياي اساطير
  فردوسي و شاهنامه در سند
  حکيم توس و آموزه هاي قرآني
  بيت هاي عرب ستيزانه در شاهنامه
  تصوير اسب در شاهنامه
  بهمن در داستان رستم و اسفنديار
  مقايسه چهره ي اسفنديار و گشتاسب در اوستا و شاهنامه
  نقش ديوان اشراف در تاريخ بيهقي
  سيماي بوسهل زوزني درتاريخ بيهقي
  قدرت و کياست در تاريخ بيهقي
  سيماي حسنک وزير در تاريخ بيهقي
  آيين رزم در عصر غزنويان و تاريخ بيهقي
  گل محمد کليدر در آيينه حسنک وزير
  تاثر شاملو از بيهقي
  چند اصطلاح حقوقي در تاريخ بيهقي
  باد افره خودکامگي، نابخردي و بي تدبيري از نگاه بيهقي
  تاريخ بيهقي
  بيهقي، فرزانه دادگر
  توصيف روانشناسي شخصيت بيهقي بر مبناي متن تاريخ بيهقي
  داستانوارگي تاريخ بيهقي
  جشن يلدا (شب چله)
  جشن تيرگان
  چهارشنبه سوري
  زرتشت پيامبر
  گاهنامه باستانی ایران
  چیدمان
  تهیه آتش
  جهت‌يابي
  شكل مسافرت
  انتخاب همراه
  انتخاب زمان
  خونريزي‌ها
  سرمازدگي
  گرمازدگي
  گزيدگي‌ها
  وسيله مسافرت
  غذا