سفرنامه‌های منتخب ایران‌گردی: یزد، تفت، مهریز، بندر عباس، جزیره قشم، بندر لنگه، جزیره کیش (هرمزگان)، دی ماه 1385

  سفرنامه‌های منتخب ایران‌گردی  

  یزد، تفت، مهریز، بندر عباس، جزیره قشم، بندر لنگه، جزیره کیش (هرمزگان)، دی ماه 1385  

مسیر: تهران، یزد، تفت، مهریز، بندر عباس، قشم، لنگه و کیش
تاریخ: دی ماه 1385
افراد: امید نقوی، مهدی غلامی

باز هم سفری دیگر! این بار هم سعی کردیم متناسب با وضعیت آب و هوا محل مسافرت را تعیین کنیم. با تغییرات شدید آب و هوا در چندین روز قبل از مسافرت و سرمای بی سابقه در بیشتر نقاط کشور؛ دو انتخاب بیشتر نداشتیم؛ یا خوزستان و یا هرمزگان. یکی از این مسافرت ها را باید در همین زمان و یکی دیگر را باید در ایام تعطیلات عید انجام می دادیم. به همین دلیل انتخاب حساس بود. از آنجا که دو نقطه مهم هرمزگان یعنی جزیره کیش و جزیره قشم هر دو جزء نقاط پر بیننده در طول تعطیلات هستند؛ بهتر دیدیم که این سفر را به بعد موکول نکنیم و در همین ایام خلوت سال انجام دهیم.
به امید اینکه دو همسفر دیگر بیابیم 4 عدد بلیط تهیه کردیم. از تهران به مقصد یزد، از آنجا به بندر عباس و برگشت مستقیم از بندر عباس به تهران. ساعت حرکت، 10 شب روز یکشنبه 17 دی ماه 1385 انتخاب شد. به تمام دوستانی که حدس می زدیم ممکن است علاقمند به همراهی ما باشند خبر دادیم اما دریغ از حتی یک پاسخ مثبت! واقعا جای بسی تاسف بود که همچون مسافرتی با هزینه کم وجود داشته باشد و حتی یک نفر...!


مسیر مسافرت
مسیر مسافرت

بگذریم! حدود ساعت 8 شب، امید رسید و بعد از صرف شام و بستن کوله، راهی ایستگاه راه آهن شدیم. به خاطر اینکه در آخرین لحظه دو بلیط را پس داده بودیم؛ کوپه 4 نفری شد و کمی راحت تر شب را گذراندیم.


شروع سفر
شروع سفر

صبح نزدیک 7 به یزد رسیدیم. مستقیم رفتیم سراغ یک مغازه کله پاچه ای و صبحانه را سنگین زدیم. متاسفانه ماشینی که ما را تا دم مغازه رساند؛ خاطره بدی نسبت به اهالی یزد در صفحات خاطره ما برجای گذاشت. مسیری که کمتر از 200 تومان کرایه اش بود؛ مجبور شدیم به خاطر اصرارهای راننده و از همه بدتر مسافر دیگر، نفری 750 تومان کرایه بدهیم.


صرف صبحانه
صرف صبحانه

بعد از خوردن صبحانه مختصر(!)، بازدید از شهر یزد را شروع کردیم. ابتدا از یکی از آثار بسیار مهم شهر یزد یعنی "آتشکده زرتشتیان" شروع کردیم که با کمال تاسف با در بسته مواجه شدیم. شاید انتظار زیادی باشد که در روز عید غدیر کسی در محل کار خود حاضر شود، اما نباید فراموش کرد که همین روزهای تعطیل شاید تنها فرصت بازدید و گشت و گذار برای بسیاری از مردم باشد.


آتشکده زرتشتیان یزد
آتشکده زرتشتیان یزد


به هر حال بدون دیدن این اثر به طرف بقیه بناهای تاریخی حرکت کردیم. بیشتر بناهای تاریخی شهر یزد در محدوده بافت قدیمی شهر و در کنار مسجد جامع قرار دارند. نکته جالبی که تا قبل از این زمان در هیچ شهری ندیده بودم؛ کمبود چشمگیر تاکسی در شهر یزد است. تقریبا همه مردم برای تردد در شهر از اتوبوس های شرکت واحد استفاده می کنند؛ به نحوی که حتی برای تردد به شهرهای نزدیک همچون مهریز و تفت اتوبوس خط واحد وجود دارد. خطوط اتوبوس رانی در این شهر تقریبا منظم و تا حدی خلوت است و به همین دلیل بیشتر مردم ترجیح می دهند از اتوبوس استفاده کنند.
با یکی از همین اتوبوس ها تا نزدیکی خیابان منتهی به مسجد جامع رفتیم. قبل از دیدن مسجد راهمان را کج کردیم و وارد محله های قدیمی شدیم. علاوه بر محله های قدیمی، آثار جالبی همچون آرامگاه سید رکن الدین، آرامگاه سید تاج الدین معروف به شیخ پنهان، بقعه دوازده امام، زندان اسکندر یا مدرسه ضیائیه، خانه لاریها و مسجد امیر چقماق وجود داشت که تقریبا تا ظهر مشغول دیدن آنها شدیم. البته بسیاری از بناهای دیدنی باز هم به علت تعطیلی عید غدیر، بسته بود و نتوانستیم وارد آنها شویم.



نمایی داخلی مدرسه ضیائیه مدرسه ضیائیه
نماهایی از مدرسه ضیائیه




نمای بیرونی زندان اسکندر نمای داخلی زندان اسکندر
نماهایی از زندان اسکندر




مسجد جامع یزد  
مسجد جامع یزد


چند ساعتی از روز باقی مانده بود و اتلاف وقت هم در مرام ما نبود. به همین دلیل تصمیم به دیدن شهرهای تفت و مهریز که هر دو فاصله کمی با یزد داشتند گرفتیم. ابتدا به طرف تفت حرکت کردیم. شهر تفت، شهری پر از باغ های گوناگون و به خصوص انار، با کوه های سنگی در اطراف و در مجموع شهری زیبا است. این شهر به غیر از مناظر طبیعی، دارای یک آبشار فصلی در منطقه ای به نام تفرجگاه دره گاهان، قلعه پهلوان بادی، یک کوه سنگی شبیه به عقاب و مشهور به عقاب کوه، مسجدی قدیمی و زیبا به نام مسجد شاه ولی، بنایی معروف به عمارت و باغ صدری، گنبد شیخ جنید، بقعه شاه خلیل و یک قدمگاه در نقطه ای مشرف به شهر است.


عقاب کوه تفت
عقاب کوه شهر تفت


نمایی از شهر تفت قدمگاه
نمایی از شهر تفت و قدمگاه مرتضی علی


در کنار آبشار تفت چند درخت وجود دارد که در کنار آنها سکوهایی ایجاد شده و به صورت تفرج گاه درآمده است. البته این نکته لازم به ذکر است که این آبشار تنها در چند ماه از سال داری آب است و بقیه سال خشک و گاهی یخ زده است. در کنار آبشار، صخره نسبتا بلند و با شیب تند وجود دارد که محل صخره نوردی دوست داران این ورزش است.



آبشار خشک شهر تفت
آبشار خشک شهر تفت


دیدن تفت کمتر از دو ساعت طول کشید. ناهار را در حالی که منتظر رسیدن اتوبوس یزد بودیم در ایستگاه خوردیم. به محض رسیدن به یزد، مجددا اتوبوس مهریز را سوار شده و راهی مهریز شدیم. ناگفته نماند که قیمت اتوبوس های بین شهری حدود 4 برابر بلیط خط واحد داخل شهر است که البته به صورت نقدی دریافت می شود.
مهریز همانند تفت، شهر سرسبز و زیبایی است و به غیر از یک موزه مردم شناسی، مسجد جامع کبیر مهرپادین و امام زاده ای موسوم به امام زاده سید غیاث الدین، و چند اثر دیگر، اثر شناخته شده ای در آن وجود ندارد.


امام زاده سید غیاث الدین
امام زاده سید غیاث الدین


 حدود یک ساعت قبل از غروب آفتاب مجددا به یزد بازگشتیم. برای بار دوم سری به آتشکده یزد زدیم شاید بتوانیم وارد آن شویم. اما بار دیگر با در بسته مواجه شدیم. اینجا بود که امید طاقت از کف داد و از دیوار آتشکده بالا رفت. ممانعت من هم کاری از پیش نبرد. حدود 5 دقیقه بعد اتفاقی که نباید میفتاد افتاد...


آتشکده زرتشتیان یزد
آتشکده زرتشتیان یزد


دخمه هم یکی دیگر از نقاط دیدنی یزد است. دخمه؛ قبرستان زرتشتیان است که با آداب و رسوم خاص؛ مردگان خود را دفن می کنند. باور کردنش مشکل بود؛ اما اینجا هم بار دیگر با در بسته مواجه شدیم. حدود ساعت 6 عصر به شهر برگشتیم و برای اینکه زمانی از 4 ساعت باقیمانده را در جای مناسبی سپری کنیم سری به زورخانه صاحب الزمان (ع) واقع در نزدیکی مسجد امیر چقماق زدیم.


مسجد امیر چخماق یزد در تاریکی شب
مسجد امیر چخماق یزد در تاریکی شب


حدود یک ساعت، مشغول تماشای ورزش جالب و دیدنی سنتی ایرانی بودیم و پس از آن تصمیم به دیدن دو رستوران سنتی یزد گرفتیم. دیدار از رستوران اول که به نام رستوران سنتی مهر مشهور است با استقبال گرم مسئولین آن همراه بود. تقریبا همه جای رستوران یا به عبارت بهتر هتل سنتی مهر را دیدیم. رستوران بعدی که کمی کوچکتر از مهر بود به نام مهمانسرا و رستوران سنتی ملک التجار معروف است. بعد از دیدن این رستوران، شام را همانجا صرف کردیم و از دیار یزد خداحافظی نمودیم.


هتل سنتی مهر
هتل سنتی مهر


باز هم کوپه ما چهار نفره شده بود. فکر پلیدانه ای به ذهنمان خطور کرد که از این به بعد به همین وضع عمل کنیم. برای دفعات بعد همه صندلی های یک کوپه را بگیریم و در آخرین لحظه هر تعدادی که لازم نبود کنسل کنیم!
با یک تاخیر طولانی حدود ساعت 11 صبح به بندر عباس رسیدیم. با اتوبوسی که در ایستگاه راه آهن وجود داشت مستقیم به طرف مرکز شهر حرکت کردیم و نزدیک اسکله حقانی پیاده شدیم. مهمانسرای نزدیکی را در همان حوالی پیدا کردیم و به سرعت کوله و لباسهای گرم را گذاشتیم و راهی جزیره قشم شدیم. هوا تقریبا گرم و شبیه به اردیبهشت ماه تهران بود؛ به طوری که تنها با یک تیشرت معمولی میشد قدم زد. حدود 3-4 ساعت از برنامه عقب بودیم. قشم دیدنی های زیادی داشت و ما تنها چند ساعت فرصت. از بندر عباس به قشم را باید با قایق های تندرو طی نمود. دو نوع از این قایق ها وجود دارد. یکی قایق های تندرو معمولی است که تقریبا به صورت قاچاق مسافر سوار می کنند. سرعت آنها کمی بیشتر و در عین حال کمی خطرناک تر هستند؛ مخصوصا در روزهایی که دریا آشفته است. قایق های دیگری وجود دارند که کمی بزرگتر و مسقف هستند و به نام اتوبوس دریایی شناخته می شوند. کرایه این قایق ها کمی بیشتر است و با احتیاط های ایمنی بیشتری حرکت می کنند. فاصله بین بندر عباس تا قشم حدود نیم ساعت طول می کشد.
بعد از جستجوی طولانی در قشم توانستیم یک تویوتای دوکابینه پیدا کنیم که با قیمت مناسب دیدنی های جزیره را نشانمان بدهد. ابتدا قلعه پرتقالی ها را دیدیم که در حاشیه شهر و مسلط به دریا بود. چیز زیادی از قلعه باقی نمانده بود و به گفته راننده زلزله های پی در پی آن دیار، قلعه را به این روز درآورده است.



قلعه پرتقالی های قشم
قلعه پرتقالی ها در قشم


غار خریس یا خریز نمونه دیگری از دیدنی های قشم است که از چند غار مصنوعی تشکل گردیده است. البته این نکته لازم به ذکر است که ظاهرا تنها یکی از این غارها قدمت تاریخی دارد و بقیه در سالهای اخیر به منظور افزایش جذابیت ساخته شده است! البته این کار به نحو ناشیانه ای صورت گرفته به طوری که حتی کسانی همچون من که هیچ شناختی از آثار باستانی ندارند می توانند به باستانی بودن آنها مشکوک شوند.



غار های خریس
غارهای خریس در جزیره قشم


داخل غار خریس داخل یکی از غارهای خریس
نماهایی از داخل غارهای خریس


 جای دیدنی دیگری که قبلا هیچ وقت اسم آن را نشنیده بودم؛ دره ستاره ها یا دره ستارگان بود که واقعا لیاقت این اسم را دارد. دره ای با سنگ های عظیم که به شکلهای جالب و گوناگون درآمده و منظره ای دیدنی را به نمایش گذاشته است. طول دره مشخص نبود و احتمالا تا کیلومترها وضع به همین منوال بود.



دره ستاره ها دره ستاره ها
نماهایی از دره ستاره ها در جزیره قشم


پیرمرد خوش برخوردی هم در میان یکی از همین سنگها خانه کوچکی ساخته بود و وظیفه راهنمایی بازدیدکنندگان را بر عهده داشت. البته از ظاهر امر مشخص بود که این منطقه زیاد شناخته شده نیست و بازدیدکننده زیادی در طول سال از آن دیدن نمی کند.


نگهبان دره ستاره ها
پیرمرد نگهبان در دره ستاره های قشم


اثر دیدنی دیگری که در قشم کاملا شناخته شده است؛ به نام درخت انجیر معابد یا در اصطلاح محلی "لور" مشهور است. درختی کهن و تقریبا قطور که ریشه های آن از شاخه ها آویزان است! این درخت در کنار جاده و در حاشیه روستایی قرار دارد. بومیان محلی به مقدس بودن این درخت اعتقاد خاصی دارند.


درخت انجیر معابد
درخت انجیر معابد قشم


جنگلهای حرا هم از عجایب دیدنی جزیره قشم است. جنگلی که تنها در هنگام جزر دریا دیده می شود و در هنگام مد جنگل در دریا فرو می رود. البته در مورد اینکه آیا تمام جنگل محو می شود یا نه جواب درستی نتوانستیم پیدا کنیم.


جنگل حرا جنگل حرا
جنگل حرا در جزیره قشم


تقربا شب شده بود که به قشم بازگشتیم. از دیدنی های دیگر قشم؛ بازارهای بزرگ و متنوع آن است. در حال حاضر 3 بازار مهم به نامهای "بازار قدیم قشم"، "بازار ستاره قشم" و "بازار درگهان" وجود دارد. تا همین چند سال گذشته؛ قشم ارزان ترین بازارهای ایران را در خود جای داده بود؛ اما در حال حاضر وضع کمی تغییر یافته. بازارها تنها برای کسانی قابل استفاده است که کاملا به قیمت و کیفیت اجناس مورد نیاز آشنا باشند. هر مغازه معمولا جنس های خاصی از یک کالا را در اختیار دارد؛ به همین دلیل امکان مقایسه اجناس با مغازه های دیگر وجود ندارد.


بازار ستاره قشم
بازار ستاره قشم


ساعت نزدیک 8 شب شده بود و ما باید به مسافرخانه بر می گشتیم. قایق ها و اتوبوس های دریایی فقط تا حدود 6 عصر، بین بندر عباس و قشم تردد می کنند؛ بعد از این ساعت لنج هایی برای تردد وجود دارد که تقریبا هر دو ساعت یک بار از قشم به بندر عباس تردد می کنند. البته سرعت این لنج ها کم است به نحوی که این مسیر را در حدود یک ساعت و نیم طی می کنند.
صبح روز چهار شنبه، حدود ساعت 7 به طرف بندر لنگه حرکت کردیم. از آنجا که مسافر زیادی بین این نقاط تردد نمی کند؛ پیدا کردن اتوبوس و یا مینی بوس کاری نسبتا مشکل است. با کرایه حدود 2500 تومان توانستیم حدود ساعت 10 به بندر لنگه برسیم. به زحمت ماشینی پیدا کردیم که حاضر شود به صورت ساعتی با ما حساب کند. دیدنی ترین اثر موجود در لنگه؛ اثری است موسوم به قلعه لشتان که حدود 4-5 کیلومتر با بندر کنگ (ضم کاف) فاصله دارد.
مسیر؛ خاکی و نامناسب است به نحوی که در برخی نقاط اصلا راهی دیده نمی شد. حتی راننده ما که بومی آن شهر بود؛ به زحمت توانست مسیر را پیدا کند. از آخرین نقطه ای که ماشین توانست طی کند تا کنار قلعه حدود نیم ساعت پیاده راه است. در طول مسیر پیاده روی، چیزهای عجیبی در اطراف دیده می شد. از صخره های بزرگ و کوچک با شکل و طرح های عجیب گرفته تا تپه های متعدد ساخته شده با صدف و تزئین شده با کانیهای بسیار زیبا! ظاهر امر نشان می داد که در زمانی نه چندان دور؛ تمام این منطقه را دریا فرا گرفته بوده است. در جای جای کوه، فسیل های مختلفی از صدف ها و سایر جانوران ریز دریایی دیده می شد.


تپه های صدف 
تپه های صدف کنار قلعه لشتان


کانی های اطراف قلعه لشتان
کانی های اطراف قلعه لشتان


دقیقا با پای قلعه رسیده بودم، اما تا زمانی که امید قلعه را نشان نداد؛ هنوز متوجه وجود آن نبودم. اصلا نمی توانستم باور کنم که قلعه در همچون نقطه ای ساخته شده باشد. دقیقا بر بلندای دیواره ای کاملا صاف که حتی با تجهیزات صخره نوردی به سختی می شد از آن بالا رفت. قلعه در ارتفاعی تقریبا صد متری و کاملا مسلط به دشت اطراف ساخته شده بود. جای جای قلعه آثار گوناگونی از تلاش ساکنان آن برای زندگی بهتر دیده می شد. منظره جالبی که در برخی نقاط دیده می شد وجود دیوارهای سنگی صاف و تاقچه های کنده شده در آن بود. چاهی پر شده با خاک و سنگ، با یک سقف گنبدی در میان قلعه وجود داشت که طبق گفته راننده با یک تونل به بندر کنگ منتهی می شده است! هرچند که با وجود غارهای دست سازی همچون غار نیاسر که بسیار قدیمی تر است، باور کردن آن مشکل نبود اما به هر حال تا کنگ حدود 3 کیلومتر به طور مستقیم فاصله وجود دارد و قطعا تکنولوژی کندن همچون تونلی برای 500 سال پیش کمی غیر منطقی به نظر می رسد.



قلعه لشتان
قلعه لشتان


آب انبارهای متعدد در داخل قلعه ساخته شده بود که نشان از اهمیت استراتژیک قلعه داشت. شاید توضیح مختصری در مورد آب انبارهای این منطقه از ایران مفید باشد. گنبدهای چسبیده به زمین با چند دریچه و پنجره؛ در همه جای استان هرمزگان دیده می شوند. در کنار جاده، میان روستاها و شهرها، کنار باغ ها و مزارع، همه جا و به فواصل نزدیک به هم، این گنبد ها دیده می شوند. آب انبارها؛ چاه های بزرگی هستند که متناسب با نیاز دارای عمق و قطرهای بیش از 5-6 متر هستند. معمولا کف و دیواره چاه را با مصالحی مانند ساروج و یا بتون، نفوذ ناپذیر می کنند. در فصل بارندگی، آب باران به همراه گل و لای از دریچه ها وارد شده و به تدریج در فصول خشک از آن استفاده می شود. نحوه ذخیره و مصرف آب در این آب انبارها کاملا غیر بهداشتی است، اما کمبود امکانات در این مناطق باعث شده که حتی در حال حاضر نیز کم و بیش از این آب انبارها استفاده شود.


آب انبار کنار قلعه لشتان
آب انبار مخروبه کنار قلعه لشتان


حدود ظهر بود که به لنگه باز گشتیم، چند خانه قدیمی و دیدینی در لنگه وجود دارد که دیدن آنها خالی از لطف نبود. هرچند که تقریبا همه آنها بسته بود اما تا حدی می شد از سیمای ظاهر به سر درون آنها پی برد. خانه فکری، خانه بلوکی و خانه فاروق از جمله آثاری بود که دیدیم. آرامگاه سید محمد عالم نیز از دیدنی های شهر است که به علت داشتن یک مناره کج، مشهور شده است.


خانه فکری خانه قدیمی
خانه های قدیمی بندر لنگه




مسجد مالک بن عباس 
مناره کج مسجد مالک بن عباس


فرصت زیادی نداشتیم و به سرعت به سمت بندر چارک (فتح ر) حرکت کردیم. آنقدر خسته بودم که تقریبا همه راه را که تقریبا 2 ساعت طول کشید خوابیدم. ناهار را همانجا در چارک خوردیم. بلیط قایق از چارک به کیش به طرز غیر قابل انتظاری زیاد بود. برای مسیر نیم ساعته مجبور شدیم 4000 تومان کرایه پرداخت کنیم. تا همین جای مسافرت که هنوز یک روز دیگر باقی مانده بود؛ رکورد پرهزینه ترین مسافرت من و امید شکسته شد. اما چاره ای نبود و باید ادامه می دادیم. در بین راه چارک به کیش، آرام آرام آثار آشوب در دریا ظاهر می شد. نگاه های معنی داری که بین من و امید رد و بدل می شد نشان می داد که احتمالا شب پر ماجرایی را برای برگشت به بندر عباس خواهیم داشت. شاید بهتر بود که شب را در کیش می ماندیم. اما تنها نصف روز از مسافرت باقی مانده بود و ما هنوز شهر بندر عباس را ندیده بودیم.


خلیج فارس
در راه کیش


توکل کردیم و دیدن دیدنی های کیش را شروع کردیم. درخت سبز، شهر باستانی حریره، آب انبار قدیمی، آکواروم و شهر زیر زمینی کیش، از جاهایی بود که توانستیم ببینیم.


درخت سبز جزیره کیش کاریز
درخت سبز و شهر زیر زمینی کیش




شهر باستای حریره شهر باستانی حریره
شهر باستانی حریره در جزیره کیش


تقریبا شب شده بود و برگشت به چارک از طریق دریا اصلا کار عاقلانه ای نبود. شماره چند آژانس هواپیمایی را از 118 گرفتیم و شروع به شماره گرفتن کردیم. خوشبختانه در اولین تماس جواب مثبت دادند و 10 دقیقه بعد توانستیم برای ساعت 8 شب به بندر عباس بلیط بگیریم. با خیال راحت در بازارهای شهر و البته ساحل زیبای کیش گشتی زدیم. پرواز با بیش از یک ساعت تاخیر طبق معمول همه پروازهای ایران بلند شد. در طول مدت تاخیر فرصت پیش آمد تا بازدیدی از نمایشگاه هتل داری که در منطقه پشت فرودگاه دایر بود داشته باشیم.


ساحل کیش ساحل جزیره کیش
ساحل زیبای جزیره کیش


شاید دیدنی ترین قسمت جزیره کیش، بازارهای پر زرق و برق آن باشد. بازارهایی که در کمتر جایی می توان لنگه آن را پیدا کرد. بازارهایی پر از جنس های لوکس، زیبا و البته گران قیمت.



بازارهای پر زرق و برق جزیره کیش
بازارهای دیدنی جزیره کیش


صبح روز پنج شنبه، حدود 8 صبح، دیدن شهر بندر عباس را شروع کردیم. خوشبختانه بیشتر دیدنی های شهر در همان محدوده اسکله حقانی و بازار بود و برای دیدن آنها مجبور نشدیم ماشین بگیریم. معبد هندوها، مسجد محمد علی ناصری، مسجد گله داری (فتح گاف)، مسجد جامع و مجموعه تاریخی حمام گپ؛ از دیدنی های شهر بود که البته تقریبا همه آنها در حال بازسازی و شاید هم نوسازی بود!



معبد هندوها
معبد هندوها در بندر عباس


 مسجد گله داری
مسجد گله داری در بندر عباس


اثر مهم دیگری که به نظر من به بقیه آثار مزیت دارد؛ مرقد امام زاده سید مظفر، برادر امام رضا (ع) است. مرقدی باشکوه با چهار گلدسته زیبا که وجه تمایز آن نسبت به سایر زیارتگاه ها، عدم وجود آینه کاری در آن است. تمام فضای بیرون و درون بنا پوشیده از کاشی کاری های زیبا است.


امام زاده سید مظفر
امام زاده سید مظفر


یکی از مناره های امام زاده سید مظفر
یکی از مناره های امام زاده سید مظفر


هنوز 2-3 ساعتی تا حرکت قطار مانده بود! امید تصمیم گرفت برای خرید به قشم برود و من هم ابتدا برای دیدن بازار گچین راهی شدم. بازار گچین به ارزان بودن اجناس الکترونیکی معروف است. سوار مینی بوس شدم و منتظر حرکت. بعد از حدود نیم ساعت معطلی و از آنجا که مسیر حدود 40 دقیقه طول می کشید به این نتیجه رسیدم که احتمالا رفتن به صلاح نیست و به طرف بازار بندر عباس برگشتم. بازار تو در توی بندر هم به اندازه ای جذاب بود که بتواند 1-2 ساعت مرا مشغول به خود کند؛ مخصولا راسته ماهی فروش ها که خیلی دیدنی بود. دو ظرف شیره خرما و ارده به عنوان سوغات گرفتم و راهی مسافرخانه شدم که بار و بندیلم را ببندم.
تمام مسافرت های قبلیمان معمولا وقتی به این قسمت می رسد تمام شده تلقی می شد.  این بار هم انتظار همین بود. اما ماجراها و تجربه هایی که از به بعد هم کسب کردیم ارزشی هم عرض با بقیه مسافرت داشت. حرکت از بندر به سمت تهران حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود و احتمالا حدود 12 ظهر به تهران می رسیدیم. از یک طرف خوشحال بودم از اینکه قبل از رسیدن به تهران می توانم استراحت کنم و خستگی مسافرت را از تن بیرون، و از طرف دیگر نگران بودم چند ساعت از این مدت طولانی را می توانم بخوابم؟ با امید مشورت کردم و قرار شد هر کدام قرص خواب آوری نوش جان کنیم. حدود ساعت 4 عصر خوابیدیم و به زحمت حدود 10 شب برای شام خوردن بلند شدیم. فکر می کردم بعد از آن نتوانم بخوابم؛ اما ظاهرا خواب آور کار خود را کرده بود به طوری که به زحمت ساعت 8 صبح از خواب بلند شدیم. هیچ وقت در تمام بیست و چند سال عمر یادم نمی آید اینقدر در طول یک شبانه روز خوابیده باشم. تمام بدنمان کوفته شده بود. خلاصه اینکه به تهران رسیدیم. تا 2-3 شب آنقدر بدنم درد می کرد که نمی توانستم راحت بخوابم. شب ها از درد عضله های سفت شده پهلوهایم تا صبح چندین بار از خواب می پریدم. اوضاع امید هم چندان بهتر از من نبود. به حدی که حتی کارش به دوا-دکتر کشیده بود.

نویسنده: anobanini

  نظرات ۱۱  

سلام
من درست متوجه نشدم،از بندر عباس به كيش و به عكس با هواپيما ميشه رفت؟به نظرتون چند روزه ميشه بندرعباس،قشم وكيش را ديد؟وتقريبا چقدر هزينه اين سفر ميشه؟
متشكرم از پاسختون


سلام می خواستم یک سوال بپرسم اگه لطف کنید جواب بدید ممنون می شم.
می خوام برم هتل ملک التجار می خواستم بدونم هتل خوب و تمیزیه؟ یزد جاهای دیدنیش زیاده و ارزش دیدن داره؟
منتظر پاسخ شما هستم ممنون می شم جواب بدید.


سلام.مرسي از اطلاعاتت.ميخواستم هزينه‌ي زميني رفتن به كيش رو بدونم؟
مرسي


mikhastam dar morede ghimathaye gheshm bedonam,,lotf mikonid dar in zamine etelati be man bedahid, ghimate ajnas dar gheshm ba sepase faravan az lotfe shoma


سلام
ممنون از اطلاعات خوبتون .

میخواستم قدری از قیمت های قشم بدونم.هتلها مراکز خرید و......ترجیحا تا 3-4 روز آینده

سپاسگزارم


خوبه که میشه با هزینه کم کیش و قشم را هم دید!


سلام من هم یکی از مسافران خوب ایران هستم اطلاعات خوبی درباره سفر به نقاط مختلف ایران دارم که در سفر های خود به دست آوردهام درصورتی که خواستید با من تماس بگریید به من میل بزنید


سلام


به خاطر زحمات فراوان شما در مورد صنعت گردشگری بسیار متشکر و ممنون میباشم کارتان بسیار عالی و بسیت میباشد


یزد یکی از جاهایی یه که خیلی دوس دارم ببینم...


جالب ديدني كم بود


  موضوعات  

  آخرین نوشته های این بخش  

  آلاشت، سوادکوه، قائم شهر، مازندران، آبان 1387
  پیاده روی جنگل های خلخال-اسالم (مسیر اسالم به خلخال) (مهرماه 1387)
  جنگل و ساحل گیسوم (تهران، کرج، قزوین، رودبار، منجیل، رشت، رضوانشهر)
  جنگل ابر- تیرماه 1387 (سمنان، شاهرود، روستای ابر، شیرین آباد)
  دریاچه گهر (دورود، درِیاچه گهر)
  بیابان لوت (گزارش سفر ماجراجويانه به قلب كوير افسانه اي لوت)
  کاشان، آران و بیدگل، کویر مرنجاب، آذر 1386
  تهران، سلطانیه، اردبیل، سرعین، آستارا، گیسوم و منجيل، مرداد 1386
  دورود، دریاچه گهر، مرداد 1386
  کاشان، ابيانه و مشهد اردهال، اردیبهشت 1386
  الموت، قلعه حسن صباح و درياچه اوان قزوين، اردیبهشت 1386
  کویر لوت (عبور ماجراجویانه از بیابان خشک و بی آب و علف لوت)
  یزد، تفت، مهریز، بندر عباس، جزیره قشم، بندر لنگه، جزیره کیش (هرمزگان)، دی ماه 1385
  قزوین، زنجان، تکاب، آبان 1385
  مراغه، میادوآب، مهاباد، بوکان، نقده، اشنویه، پیرانشهر، سردشت، بانه و سقز (آذربایجان غربی، شرقی و کردستان)، مرداد 1385
  مراغه، مرند، جلفا، ماکو، خوی و ارومیه (آذربایجان شرقی و غربی)، خرداد 1385
  قمصر، نیاسر، اردیبهشت 1385
  کرمان، بم، زاهدان، زابل، خاش، ایرانشهر، چابهار، راین، ماهان (سيستان و بلوچستان و کرمان)؛ فروردین 1385
  تبریز، روستای کندوان، سرعین، اردبیل، آستارا، گسیوم، بندر انزلی، آذربايجان شرقي، اردبيل و گيلان، شهریور 1384
  اندیمشک، دزفول، شوش، هفت تپه، شوشتر، اهواز، سوسنگرد، بستان، آبادان، خرمشهر (خوزستان)، بهمن 1383