سفرنامههای منتخب ایرانگردی
کویر لوت (عبور ماجراجویانه از بیابان خشک و بی آب و علف لوت)

مسیر: عبور از کویر لوت
تاریخ: دی ماه 1385
افراد: گروه 3 نفری
نویسنده: سید احمد رونقی-مهندس سید امیر طالبی گل
كویر افسانه ای!
می دانید كجا را می گویم؟ شاید آری! شاید هم نه! حتماً اسامی زیادی شنیده اید و یا بیابانها و كویرهای زیادی را دیده اید و یا از آنها عبور كرده اید: كویر بزرگ نمك، ریگ جن، دریاچه نمك، مرنجاب، جازموریان، ریگ بلند، ریگ حاجی مجی، كویر درانجیر و... كه در ایران وجود دارند و كویرها یا به تعبیر جامع تر بیابانهای بسیار وسیع و شگفت انگیز در نقاط مختلف عالم: بیابان تاكلاماكان، بیابانهای ماورای جیحون، صحرای بزرگ آفریقا، ربع الخالی در شبه جزیره عربستان، صحرای سینا و... كه هركدام از آنها مشخصات مخصوص به خود را دارند.
همیشه در طی قرون و اعصار، آدمی بر كرانه آنها ایستاده و شوق گذشتن و دیدن و رسیدن به آن سوی دیگر در تن و جانش نقش بسته است. جهانگشایان، تاجران و یا كاروانیان دیروز و ماجراجویان، جستجوگران و كویر نوردان امروز بر حاشیه این كویرهای دریاگونه ایستاده و نظاره كرده آنگاه كویر افسونشان كرده است و بار و بنه سفر برداشته و به راه زده اند، راه كه نه، در واقع بی راه، به پهنه باز و وسیع و پوشیده از سنگ ریزه، ماسه و همراه با طوفان شن، تف و گرما یا سوز و سرما.
این شرایط تغییر نكرده است و هنوز هم برای دیدن در كویر باید چشمها را با دست سایه كرد تا كویرنبیند كه می بینی.
«هنوز یك قرن كامل از رونق محمل سواران كویر لوت نگذشته و تجربه و مرارت های مسافرینی كه برای سیر و سیاحت، زیارت و تجارت از این پهنه پرماجرا عبور كرده اند در خاك مدفون نگردیده است. لیكن لهیب افسار گسیخته ماشین و جایگزینی ابزار چنان برق آسا عمل نموده كه انسان تصور می كند صدها قرن از این ماجرا می گذرد و آنچه باقی مانده در لابه لای كتابهای كهن در قفسه ها است و تقریباً علاقه ای به مرور این یادگارها باقی نمانده است و این بی تفاوتی یعنی بی اعتنایی به تمدن، فرهنگ، آداب و سنن»
این گزارش شرحی است از سفر افرادی ماجراجو و كنجكاو به كویر لوت، این وسعت خالی و بی انتهایی كه شاید افسانه ای ترین كویر باشد.
در ابتدا توضیح مختصری راجع به بافت، زمین شناسی و اقلیم كویر لوت:
لغت لوت معنی برهنه و تهی را می دهد. كویر لوت یك بیابان واقعی است و یكی از خشك ترین و گرم ترین نقاط جهان. حداكثر مطلق درجه حرارت در سایه بیش از 65 درجه سانتی گراد است. سطح وسیعی از این بیابان فاقد پوشش گیاهی است و ماسه های روان سراسر آن را پوشانده است. وسعت آن حدود 80.000 كیلومتر مربع است. وسیع ترین ریگ و ماسه زار ایران به نام ریگ لوت با حدود 10.000 كیلومتر مربع وسعت در كویر لوت واقع است كه در مقایسه با ریگ های مهم دنیا در عربستان، آفریقا و... اهمیت چندانی ندارد اما از نظر ویژگی های پیكرشناسی زمین یكی از مهمترین آنها محسوب می گردد. تنوع و عظمت بعضی از عوارض آن در دنیا منحصر به فرد است. مرتفع ترین هرم های ماسه ای ریگ لوت 475 متر ارتفاع دارد كه بلندترین آنها در دنیا به حساب می آید در مقابل این هرم ها، حفره های بسیار گودی نیز وجود دارند كه اغلب پرتگاههای مطبقی بر آنها مسلط می باشد كه عمیق ترین آنها 421 متر می باشد. به گفته سون هدین جهانگرد و دانشمند معروف سوئدی:
"بدترین جای كویر لوت قسمت جنوب شرقی آن بین بم و نه (نهبندان) بود كه یكی از وحشتناكترین نقاط تمام زمین است. در آنجا باد شمال غربی، كه حاكم بر این منطقه است، شنها را جمع كرده و به صورت موج و تپه روی هم انباشته است و جای این موجها و تپه ها دائماً در حال تغییر است. خورشد سوزانی زمین را گرم می كند و آن را به صورت آهن گداخته در می آورد. بادی از روی این صدها كیلومتر مربع كویر سوزان می آید آنچنان خشك است كه وقتی آدم و حیوان را غافلگیر می كند در یك آن تمام ذرات رطوبت بدن را به خود جذب می كند و تنها یك مومیائی چروكیده و سیاه بر جا می گذارد".
در غرب كویر لوت نیز كلوتها قرار دارند. كلوتها از شمال غربی به جنوب شرقی از یك سلسله جبال به طور مستمر و پشت سر هم تشكیل یافته كه به شدت فرسایش یافته اند. این تپه های فرسوده از باد و باران با هسته هایی از رس فشرده دارای پوسته هایی هوازده می باشد كه چون خاكی پف كرده سطح انها را پوشش داده است. كلوتها قسمتهای كم تراكم به صورت تپه های منفرد به شكل هایی بسیار بدیع در سطح صاف دشت دیده می شوند.
به جز تپه های ماسه ای و كلوتها، اشكال و صورتهای دیگری از كویر مثل نمك زارها، سطوحی از سنگلاخ، آبرفت ها و... در لوت وجود دارد.
این طبیعت و اقلیم متنوع و شگفت انگیز و رابطه و هم زیستی هزاران سایه انسان با آن سبب شده تا هاله ای افسانه ای نام لوت را در بر گیرد. ما نیز سوار بر اسب آهنین قدم به لوت می گذاریم تا با طبیعت بكر، پوشش گیاهی، حیات جانوری و معبر و گذرگاهها، نشانه ها و عوارضی است كه كاروانیان و مسافران آنها را نام گذاری كرده و طی سالها از آن برای عبور از لوت بهره جسته اند بیشتر آشنا شده، تصاویر و موقعیت آنها را ضبط كنیم.
اواخر دی ماه 1385 است. بیشتر ارتفاعات ایران پوشیده از برف و سرما تا مغز استخوان نفوذ می كند به ویژه در حاشیه كویر باد میزبان شماست.
تیم عملیاتی-تحقیقاتی كویرنوردان ایران وابسته به انجمن حامیان كویر و سازمان ملی جوانان خراسان جنوبی، مجهز به نقشه های مختلف توپوگرافی، ماهواره ای، زمین شناختی،GPS و رایانه، اتومبیل های 4WD، موتورهای تریل پرقدرت، ابزار و لوازم مختلف حركت، ناوبری، تجهیزات فنی ویژه شرایط خاص و تجهیزات كمپینگ و اقامت در كویر، و از همه مهمتر كوله باری از تجارب سالها پیمایش بخشهای مختلف كویرهای بكر ایران، آماده حركت است. این تیم شامل دو نفر جستجوگر كویرهای ایران به اسامی سید احمد رونقی (سرپرست) و سید امیر طالبی گل (مسئول فنی) و همراهی یك نفر راهنمای كهنسال محلی می باشد. راهنمای ما در سالیان دور چندین بار با كاروانهای مختلف از این عرصه گذشته و تجارب زیادی دارد.
برای آخرین بار همه تجهیزات كنترل و چكاب می شوند. همه چیز! و این بمعنی آن است كه هیچ شوخی در كار نیست! كوچكترین اشتباه یا برنامه ریزی غلط، حتی بجای ماندن وسیله ای خرد و كوچك، چه بسا سفر ما را به تجربه ای تلخ و شاید ابدی بدل نماید!
برنامه را بصورت اكسپدیشن برنامه ریزی نموده ایم و بدین لحاظ آخرین حمله را یكدستگاه لندرور بهمراه موتورسیكلت تریل سوزوكی دی - آر شروع خواهد كرد.
شروع حركت و محل ورود به این پهنه باز، روستای «ده سلم» است و مقصد روستای «ده سیف» در نزدیكی شهداد در غرب كویر.
بنابر یك افسانه محلی: سلم وسیف، دو برادر یكتا پرست در میان قوم و تمدنی منحرف بوده اند و پس از اینكه عذاب خداوند بر این قوم نازل شد و شهر و تمدنشان زیر و رو شد، هر یك به سمتی رفته و در دو سوی كویر سكنی گذیدند. آنها قنات های زیادی حفر كردند و با جاری شدن آب زندگی آغازی دوباره یافت و این دو روستای سر سبز به وجود آمد. با هزاران نخل بلند قامت و مزارعی برای كشاورزی.
در بیشتر سفر نامه های قدیمی حتی كتب جغرافیایی قدیمی اعراب هر جا از لوت نامبرده شده است نام ده سلم نیز آورده شده. این جا قدمتی دیرینه دارد و فراز و نشیب زیادی را پشت سر گذاشته گاه به عنوان روستایی آباد و پررونق با چند بازار و گاه روستائی متروك و رو به ویرانی. اما تا به حال به عنوان آخرین آبادی در مقابل هجوم كویر مقاومت كرده و همنچنان به زندگی ادامه می دهد.
بیابان اطراف ده سلم پوشیده از بوته های بزرگ «اشنان» است و ما در ابتدای مسیر و در حاشیه روستا به جریان آب شوری می رسیم كه در بستر رودی خشك جاری است. آب در این نقطه از زمین می جوشد و چند متر پائین تر دوباره در شن فرو می رود. درختچه های سبز گز و زلال آب جذابیت زیادی داشته و دسته ای مرغابی وحشی نیز این مكان را یافته اند.
از دامنه چند قله به هم پیوسته به نام «گدار ریگی» می گذریم و پس از آن خود را در دشتی وسیع می یابیم. مسیر حركت به سمت عرب است. در سمت راستمان (شمال جغرافیایی) شاه كوه سر به آسمان سائیده و در جنوب غربی كوه دندانه ای «سیمرغ» به چشم می آید. پوشش گیاهی در حال ناپدید شدن است و تنها به صورت پراكنده بوته های «رْمس» روئیده اند.
افقی گسترده و باز را پیش رو داریم. شنهای بیابان، رنگهای زیبا و مختلفی داشته و تپه ماهورها هر كدام به رنگی دیده می شوند. در مسیر جانوری ندیده ایم جز چند پرنده كوچك به نام «چكاوك هدهدی». كوه كبود رنگ سیمرغ حال به وضوح در سمت چپ مسیر حركتمان خودنمائی می كند و در طرف راست در دور دست كوه عبدالهی و قسمتی از كوههای اطراف معدن قلعه زری به چشم می آیند. در نور خورشید زمین به رنگ زرد زیبائی می درخشد، تپه ای زرد رنگ بر پیش روی ماست كه بالا زرد نامیده می شود. اندكی بعد بر بلندایش توقف كرده تا اطراف را بهتر ببینیم و نام و وجه تسمیه آن را به خاطر بسپاریم.
هر نقطه از كویر برای خود افسانه مهیجی داشته كه نام آن را توجیه می كند.
در شمال غربی و در نور صبحگاهی، كوهی عظیم و سرخ فام مشخص است كه «سرخ كوه» نامیده می شود. دوباره حركت می كنیم، در مسیر دیگر گیاهی وجود ندارد، عوارض سطحی زمین حاكی از وزش بادهای با شدت و قدرت زیاد در این منطقه است. سطح بیابان را موج هایی از ماسه و شن به ارتفاع حداكثر 40 سانتیمتر و طول 2تا 4 متر پوشانده كه به صورت هلالی و به موازات هم قرار گرفته اند. دانه های شن بین 5-2 میلیمتر قطر دارند كه در هیچ كجا ندیده ایم باد بتواند این دانه های درشت و تیره رنگ را به صورت موجهای پیاپی روی هم انباشته كند.
از بین چند كوه كوچك در حال عبور هستیم، ناگهان با جغدی روبرو می شویم كه بر بلندی نشسته است و ما را می نگرد. اندازه ای متوسط و چشمانی زرد رنگ دارد. در همان اطراف ردپا و آثار زندگی روباه شنی را نیز می یابیم. وجود این جانوران بسیار تعجب آور بود. آنها بدون وابستگی به آب در دل خشك و برهوت كویر یعنی جایی كه به جز مارمولك شاید هیچ جانور دیگری حتی عقرب، مار و موش هم وجود ندارد، چگونه تغذیه كرده و حیات ادامه می دادند؟
پس از عبور از این تپه ها و كوههای فرسوده در مقابل ما افقی بسیار وسیع قرار می گیرد. ما با حركت به سمت جلو در حال كم كردن ارتفاع هستیم. در فواصلی دور دیوارهایی دیده می شود كه همانند ساحلی مرتفع و صخره ای دردل دریای كویر پیش رفته است.
خورشید در مركز آسمان است و ما در محلی به نام «كوچه» توقف می كنیم، كه به علت محصور بودن مسیر میان دو ردیف تپه مدور كه به خانه های مسكونی شباهت داشتند به این نام معروف بود. آبروهای طبیعی در دیواره دو سوی آن شیارهای منظمی ایجاد كرده كه حتی در پائین دامنه هم به طور موازی امتداد داشته و به هم نمی رسند.
«كوچه» سالیان متمادی محل اتراق كاروان هایی بوده كه در این مسیر تردد داشته اند. ما در طول روز حركت می كنیم. اما در اغلب كاروانهای قدیم روز را استراحت داشته و قبل از غروب آفتاب حركت می كرده اند. به این ترتیب در مصرف انرژی و آبشان صرفه جویی می شده و از خنكای شبهای كویر سود جسته و تا سپیده دم تا منزلگاه بعدی راه می پیموده اند.
حال آن دماغه برجسته دور، واضح دیده می شود و شكل های عجیب آن كاملاً جلب توجه می كند بین «كوچه» و آن برجستگی كه به «پوزه گوش كال» معروف است دشتی شنی و خاكستری رنگ وجود دارد. آثار قدیمی جریان آب در دره های بین كلوت های «كوچه» به پایین دست دیده می شود. مقابل «پوزه كال» توقف می كنیم و جمله دكتر «گابریل» كویر نورد معروف را به یاد می آوریم:
« اینجا شهر لوت است، در مقیاسی بسیار وسیع با شیب عمودی. رسوبات رسی-ماسه ای تا ارتفاع صد متر در طبقاتی منظم به شكل پایه ستون، ستون و حصار تقسیم بندی شده و تصویری شبیه معماری كلوزیم در رم و معماری بازسازی شده بابل را عرضه می كند».
«شهر لوت» به اعتقاد مردم كویر زمانی به دست انسان ساخته و مسكون شده بود. عصر هنگام بازی نور خورشید به این عوارض فرسوده طبیعی حالتی كهن و افسانه ای داده است. چند «غراب» در آن حوالی پرواز می كنند و انتظار می كشند تا غذایی باز مانده از ما نصیبشان شود و شاید هم خود ما!
از شهر لوت به بعد كلوتها آغاز شده و به مرور متراكم می شوند. زوزه باد تنها صدایی است كه به گوش می رسد. دوباره را می افتیم تا غروب خورشید را در بین كلوتها تماشا كنیم. هنگام غروب كوه های فلات مرتفع كرمان در افق ظاهر می شوند. رشته كوه عظیم «پلوار» با قلل رفیع و پوشیده از برف حاشیه غربی كویر لوت را همانند حصاری در برگرفته و از هجوم توده هوای گرم لوت به سمت كرمان و داخل ایران جلوگیری می كند. ایستاده ایم و خورشید بسان مغناطیسی عظیم آخرین ذرات نور و روشنایی را به پشت كوههای دور می كشد. كلوتی با ساختاری عظیم و دیوارمانند را نظاره می كنیم كه آنرا «گوجار» نامیده اند. «گوجار» به عنوان محل اتراق زیاد مورد استفاده بوده و كاروانیان با رسیدن به آن در می یافته كه نیمی از مسیر را پیموده اند.
باز هم گیر می كنیم ولی این بار چیزی فزون تر از گل باتلاق و ماسه شنزار است!
جابجایی دنده كمك ها هم هیچ تأثیری ندارد! در خاكی بس نرم فرو رفته ایم! اسب آهنین بر خاك سست سوار شده و گویی چنان آرامش یافته كه دیگركسی را یارای جنباندنش نیست! به سراغ جك بادی می رویم كه مخصوص چنین مواقعی است، آنهم نیست! شاید در گوشه ای از دست اندازهای كویر از بالای باربند به پایین افتاده باشد! بی سیم جواب نمی گوید! تریل را از بكسل آزاد می كنیم و احمد استارت می كند ولی آن هم سرناسازگاری با ما دارد چرا كه روشن نمی شود! سكوت وهم انگیز می شود! همه به یك چیز می اندیشیم و آن سحر و افسون لوت است كه به ما می فهماند چه مغرورانه پای به خلوت پاك كویر گذاشته ایم و رؤیای فتح آنرا در سرگذرانیده ایم.
توبه می كنیم و به خلوت آرام كویر پناه می بریم، می اندیشیم! و نجات می یابیم!!
شب است و آرامشی عمیق و با شكوه بر لوت حكم فرما شده و ما افسون شده به سوی آن كشیده می شویم. فردا باز هم در دنیای بی جانی كه وجود یك لكه سبز یا یك چشم در آن رؤیاست به راه خود ادامه خواهیم داد.
یك صبح عالی، هوای صبحگاهی تازه و خنك است و باد می وزد. با طلوع خورشید هوا رو به گرمی می نهد.
تریل را از ماشین جدا می كنیم و به اندرون عظمت كلوتها می تازیم. اینجا دیگر كمترین نشانی از ماسه های بادی نیست ولی بجای آن همه جا از ماسه های درشتی به اندازه ی یك نقل، پوشانیده شده است و بلد ما بیاد می آورد كه در طوفانهای سهمگین حركت آنها را بچشم دیده است. كاروانیان برای رهایی ازبرخورد این ریگهای درشت و سنگین شترها را حلقه وار می نشاندند و خود در میان آنها از این خشم بی امان طبیعت پناه می جستند! طوفانی كه گاه تا چندین روز ادامه می یافت!
موتور پرقدرت ما در میان این دریای ماسه بسان قایقی پریشان ره می پیمود و ما مدهوش این همه زیبایی و شكوه كلوت ها!

کلوت (کالوت) های باشکوه بیابان لوت
مدتی بعد از حركت به «كال شور» یا «رود شور» می رسیم. این رود كه رود مهمی است آب كوههای اطراف «بیرجند» را از میان بیابان وسیع با قوسی به سوی غرب به «گود نمك سر» می آورد. در این محل نمك به صورت لایه های فشرده ضخیمی ته نشین می شود و در زمان گذشته ساكنان «خبیص و ده سیف» آنها را جمع آوری می كرده اند. این رود در برخی از مواقع غیر قابل عبور است حتی برای اتومبیلهای پر قدرت بیابانی. علائم ایستایی آب نشانه توده عظیم آبی بوده كه به این رود می ریخته است. پس از كال شور بر تراكم تپه های كلوت افزوده می شود و آنها مرتفع تر شده و شكلهای عجیبی پیدا می كنند. در اینجا محلی «باغ اسد» نام دارد و یك نقطه چشمگیر كلوتها «پنچ انگشت» خوانده می شود.
تپه ای موسوم به «دو دوانك» است كه توضیح آنرا چنین بیان كرده اند:
«وجه تسمیه این تپه به رسمی مربوط می شود كه در قدیم میان كاروانیان معمول بوده است و افراد كاروان به هنگام ورود به این محل به نوعی مسابقه دو می پرداختند (دو دوانك = بدو دونده كوچك) شركت كنندگان ضمن اینكه سعی می كردند از یكدیگر سبقت بگیرند، دوان دوان از تپه ها بالامی رفتند و كسانی كه عقب می ماندند مبلغی پول به برنده می پرداختند و حتی افرادی كه به سبب كهولت و یا علل دیگر در مسابقه شركت نمی كردند، می بایست مبلغ ناچیزی به عنوان جریمه بپردازند.
هر قدمی كه در كویر طی می كنیم بیشتر به مضمون جمله «كویر بخش پر رمز و راز طبیعت است» پی می بریم. پس از رد كردن كلوتها این نگهبانان غول پیكر دشت دوباره به بیابان قدم می گذاریم و به سوی جنوب پیش می رویم. در سمت راستمان كوهستان سر به فلك كشیده و سپیدپوش و سمت چپ كلوت های گرم و تفتیده و رو برو زمینی صاف و یكنواخت كه گیاهان نیز هراسناك از گرمای تابستانش سر از خاك در نمی آورند. اما نه! در افق سبزی به چشم می خورد. در نزدیكی روستای ده سیف بوته های گز و طاق پدیدار می شوند.
گزها تشكیل «نبكاهای» بسیار بزرگی داده كه در نوع خود كم نظیر محسوب می شوند. این گیاهان در منطقه ای وجود دارند كه از آبرفت كوهها پوشیده شده است. و در مسیر آثار رودخانه های فصلی و آبروهای فراوانی به چشم می خورد. ده سیف، شفیع آباد و شهداد در كنار كلوت ها هنوز به زندگی ادامه می دهند. ده سیف دارای قلعه ای قدیمی با برجهای بلند و مزین به آجرهای زیبا و جالب است. پس ازگشت كوتاهی به راهمان ادامه داده و شب هنگام به انتهای این سفر رسیده و وارد شهداد «خبیص» می شویم. خسته از سفری در قلب كویرهای فلات مرتفع ایران و با فكر و ذهنی آكنده از خاطرات به یاد ماندنی قدم گذاشتن در كوره راه های بی انتهای كویری ایران ما.
گزارشگران: سید احمد رونقی - مهندس سید امیر طالبی گل
عكس از: طالبی گل
نظرات 3
(به جهان خرم از انم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازاوست) سلام خدمت دوستان عزیزم.مطالب جالب و عکسای قشنگی گرفتین بهتون تبریک میگم و براتون موفقیت بیشتری و سعادت روزافزونی رو ارزو میکنم
سلام
غیر از محتوای سفرنامه ای، متن زیبایی هم بود.
تبلیغات
برخی صفحات داخلی سایت
تهران آذربایجان شرقی آذربایجان غربی | اردبیل | اصفهان | ایلام | بوشهر | چهار محال و بختیاری | خراسان جنوبی | خراسان رضوی | خراسان شمالی | خوزستان | زنجان | سمنان | سیستان و بلوچستان | فارس | قزوین | قم | کردستان | کرمان | کرمانشاه | کهکیلویه و بویر احمد | گلستان | گیلان | لرستان | مازندران | مرکزی | هرمزگان | همدان | یزد |لینک دوستان
| تاریخ ما زنده ماندن در شرایط سخت . . . Iran Travel Tour and Tourism | افزایش پیج رنک و تعداد بازدید . . | طراحی لوگو، بنر و آیکون | ایرانگردی | کویرهای ایران تبلیغ باشی | دانلود نرم افزار با سوران | iran travel and tourism | نازترین سایت ایران | گالری تصاویر ایران و جهان | نقشه ایران | دانلود کتاب | آیکون | نمای ایران | عکس و دانلود کلیپ موبایل | آگهی رایگان در سایت 1000 نیاز | پاتوق تخصصی نرم افزار | جاویدان | مریم | مجله علمی | سرورهای مجازی فارکس | آدمای گنده | سازه و معماری | تبلیغات رایگان پارسیان
ثبت لینک شما
موضوعات
آخرین نوشته های این بخش
برنامه کلوت های شهداد و کویر لوت و دیدار از باغ شازده ماهان
برنامه کویر و روستای مصر، جندق، خور و بیابانک، فرحزاد، گرمه
برنامه کویر و کاروانسرای مرنجاب و دریاچه نمک؛ آران و بیدگل
برنامه سافاری منطقه حفاظت شده خارتوران و کویر مرکزی ایران
جنگل ابر، بسطام، شاهرود، روستای ابر، روستای شیرین آباد، علی آباد
جنگل های اسالم به خلخال
تهران، شیراز، بندر گناوه، بندر ریگ، روستای جزیره شمالی، انجیرو
یزد، بندر عباس، قشم، جزیره هنگام، درگهان، بازار ستاره، غار نمکی، جنگل حرا
سمنان، دامغان، چشمه علی- بهمن 1387
پیاده روی جنگل های خلخال-اسالم (مسیر اسالم به خلخال) (مهرماه 1387)
جنگل و ساحل گیسوم (تهران، کرج، قزوین، رودبار، منجیل، رشت، رضوانشهر)
جنگل ابر- تیرماه 1387 (سمنان، شاهرود، روستای ابر، شیرین آباد)
دریاچه گهر (دورود، درِیاچه گهر)
بیابان لوت (گزارش سفر ماجراجويانه به قلب كوير افسانه اي لوت)
کاشان، آران و بیدگل، کویر مرنجاب، آذر 1386
تهران، سلطانیه، اردبیل، سرعین، آستارا، گیسوم و منجيل، مرداد 1386
دورود، دریاچه گهر، مرداد 1386
آلاشت، سوادکوه، قائم شهر، مازندران، آبان 1387
کاشان، ابيانه و مشهد اردهال، اردیبهشت 1386
الموت، قلعه حسن صباح و درياچه اوان قزوين، اردیبهشت 1386
کویر لوت (عبور ماجراجویانه از بیابان خشک و بی آب و علف لوت)
یزد، تفت، مهریز، بندر عباس، جزیره قشم، بندر لنگه، جزیره کیش (هرمزگان)، دی ماه 1385
قزوین، زنجان، تکاب، آبان 1385
مراغه، میادوآب، مهاباد، بوکان، نقده، اشنویه، پیرانشهر، سردشت، بانه و سقز (آذربایجان غربی، شرقی و کردستان)، مرداد 1385
مراغه، مرند، جلفا، ماکو، خوی و ارومیه (آذربایجان شرقی و غربی)، خرداد 1385
قمصر، نیاسر، اردیبهشت 1385
کرمان، بم، زاهدان، زابل، خاش، ایرانشهر، چابهار، راین، ماهان (سيستان و بلوچستان و کرمان)؛ فروردین 1385
تبریز، روستای کندوان، سرعین، اردبیل، آستارا، گسیوم، بندر انزلی، آذربايجان شرقي، اردبيل و گيلان، شهریور 1384
اندیمشک، دزفول، شوش، هفت تپه، شوشتر، اهواز، سوسنگرد، بستان، آبادان، خرمشهر (خوزستان)، بهمن 1383

















سلام تبریک میگم مطالب بسیار جالب وزیبا بودند .