سفرنامههای منتخب ایرانگردی
دریاچه گهر (دورود، درِیاچه گهر)

مسیر: تهران، دورود، دریاچه گهر
تاریخ: خردادماه 1387
افراد:
برنامهریزیهای کمپینگ دریاچه گهر از حدود 1 ماه قبل از سفر آغاز شده بود. حساسیت این برنامه نسبت به برنامههای قبل بیشتر به دلیل احتمال همراه بودن افراد کمتجربه بود. برنامهریزیها بارها و بارها توسط اعضای اصلی تیم بازبینی شد تا کمترین احتمال خطا در آن نیز حذف شود. بعد از اعلان عمومی که صورت گرفت تعداد نسبتا زیادی از علاقهمندان برای شرکت در برنامه اعلام آمادگی کردند. حدود 30 نفر از تهران و حدود 15 نفر از شهرهای مختلف. برنامهریزی دقیق، تجهیزات همراه، توصیههای عمومی و در نهایت برنامه غذایی پیشنهادی برای این سفر 4 روزه در اختیار عموم قرار گرفت. گروه 5 نفری ما در آخرین لحظات با انصراف یکی از دوستان 4 نفر شد و به این ترتیب ترکیب تیم ما مشخص گردید. بسیاری از گروهها یکی پس از دیگری به دلایل مختلف از حضور در این برنامه انصراف دادند و در نهایت تنها 3 گروه به طور قطع برای شرکت در این برنامه اعلام آمادگی نمودند. به هر حال برنامهریزی طوری انجام شده بود که شرکت یا عدم شرکت افراد تاثیری در روند اجرا نداشته باشد و قرار شده بود که هر گروه تمام تجهیزات مورد نیاز را به طور مجزا حمل نماید.
برنامه غذایی و آذوغه مورد نیاز تیم 4 نفره اصلی مشخص شد و با توزیع آن در کولههای افراد انجام پذیرفت. لیست آذوغه و تجهیزات همراه به قرار زیر تعیین شد:
مهدی حامد بهزاد مصطفی
قابلمه+قوری قوری ساقه طلایی (3) سیب زمینی (10)
کمک اولیه روغن پرتقال (4) پیاز (10)
مائده (3) آب لیمو میوه (4) عدس (1)
کره (3) خامه استرلیزه (3) شکلات گوجه (10)
قند و چایی حلوا شکری (3) نان (12) ظرف آب
قطب نما خیار (10) تخم مرغ (20) نان (12)
نان (12) نمک+فلفل برنج (1) عسل کوچک (4)
ماکارونی نان (12) گردو تخمه
مایه ماکارونی بنزین (4) سوپ (4) زیرانداز
خرما (1) پنیر کوچک (3) دوغ (1)
دوغ (1) قابلمه زیرانداز
بادمجان (4) دوغ (1)
زیرانداز زیرانداز
چادر
شعله
بالاخره روز حرکت فرا رسید و همه افراد دقایقی قبل از حرکت قطار تهران-اندیمشک در ایستگاه راهآهن تهران حاضر شدند. تعداد افراد 8 نفر بود که از 3 تیم مختلف تشکیل شده بودند. با قطار ساعت 7 بعد از ظهر به سمت دورود حرکت کردیم و بعد از آشنایی و صحبتهای دوستانه و یکی دو ساعت استراحت حدود ساعت 3:30 بامداد به دورود رسیدیم.


مسیر حرکت از روی نقشه و تصویر ماهواره ای به همراه مسافت تقریبی
به دلیل طولانی بودن راه و مشکل بودن مسیر، تصمیم بر آن شد تا طلوع آفتاب همانجا در ایستگاه راهآهن دورود چادر بزنیم و استراحت کنیم. حدود ساعت 6 دو دوست دیگر که بدون هماهنگی قبلی قصد داشتند با ما ملحق شوند را به طور اتفاقی ملاقات کردیم و سفر خود را 10 نفره ادامه دادیم. به دلیل زیاد بودن نفرات و تجهیزات از وانت نیسان به جای ماشین سواری برای رسیدن به چشمه اول (ابتدای مسیر پیادهروی) استفاده کردیم. قبل از حرکت سری به کله پاچه ای زدیم و...
طبق برنامهریزیها دقیقا ساعت 9 به محل چشمه اول رسیدیم و بعد از توافق بر سر قیمت الاغ و کارگر به سمت دریاچه حرکت کردیم.
2 الاغ، بار حدود 8 نفر را حمل میکرد و دو نفر دیگر هم بخشی از تجهیزات خود را سبک کردند.
به دلیل سبک شدن کولهها و مناسب بودن وضعیت هوا با سرعت نسبتا بالایی حرکت میکردیم. با دو توقف کوتاه، حدود ساعت 3 بعد از ظهر به دریاچه رسیدیم.
به دلیل اینکه یک روز زودتر از شروع تعطیلات حرکت کرده بودیم، اطراف دریاچه نسبتا خلوت بود و توانستیم محل مناسبی برای برپا کردن چادرها پیدا کنیم. بعد از ناهار هرکسی به کاری مشغول شد و یا استراحت را انتخاب نمود. چند نفری هم تنی به آب زدند و خستگی سفر را به این شکل از تن خارج کردند.
شب حدود ساعت 2 بامداد، بارش باران بهاری و غافلگیر کنندهای شروع شد که کمی چادرها و تجهیزات داخل آنها را خیس کرد که بیشتر به دلیل استاندارد نبودن چادرها بود. البته از 4 چادر فقط 2 چادر دچار این مشکل شد و دو چادر دیگر توانستند در مقابل بارش باران مقاومت کنند.
روز بعد آرام آرام به تعداد مسافران اضافه شد و کمکم تمام فضاهای قابل استفاده اطراف دریاچه اشغال شد. بعد از ظهر به همراه علی آقا و آقا مهدی راهی دریاچه دوم (مرداب) شدیم و از مناظر اطراف این دریاچه استفاده کردیم. از ساحل غربی دریاچه تا دریاچه دوم حدود 1 ساعت زمان نیاز دارد که با احتساب زمان استراحت و... رفت و برگشت حدود 3 ساعت طول میکشد. بین راه با جوانی که از هر دوپا محروم بود برخورد کردیم. واقعا دیدنی بود که کسانی هستند که اینگونه بر ناتوانیها چیره میشوند و کارهایی انجام میدهند که بسیاری از توانمندها نمیتوانند. صحبت دوستانهای با هم داشتیم و اطلاعات کاملی از مسیر الیگودرز به دریاچه از این دوست توانمند گرفتیم. طبق گفته این عزیز مسیر الگودرز حدود 3 ساعت پیادهروی دارد که در مقایسه با مسیر دورود که حدود 5-6 ساعت است مسیری کوتاهتر به حساب میآید. البته مشکل این مسیر آن است که تا محلی که پیادهروی شروع میشود، مسافت طولانیی از شهر وجود دارد و به دلیل ناهموار بودن راه ظاهرا ماشینهای خاصی قادر به طی مسیر هستند و احتمالا هزینه بالاتری نسبت به مسیر دورود به چمشه اول دریافت میشود. به هر حال مسیر متفاوتی است که ظاهرا سرسبز تر و زیباتر نیز است. البته روز بعد حدود نیم ساعت از مسیر را به اتفاق نظام پیمودیم که لااقل در این مدت صحبتهایی که در مورد سرسبز بودن مسیر شنیده بودیم تایید شد.
شب هنگام با روشن کردن آتش و صرف چایی به همراه آوازی که علی آقا میخواند لحظات خوبی داشتیم.
مشکل جدی که از اواسط روز قبل شروع شده بود، مشکل سرویسهای بهداشتی بود که به شکلی واقعا تاسف برانگیز جلوه میکرد. حدود 8 توالت در کنار دریاچه وجود دارد که برای خیل عظیمی که در ایام تعطیلات در کنار دریاچه چادر میزنند بسیار کم است. صفهای طویل توالت تاثیر نسبتا زیادی در کم لذت کردن محیط اطراف دریاچه دارد که واقعا جا دارد همینجا از مسئولین بخواهیم در عوض بسیاری از کارهای غیر ضروری و تبلیغاتی همچون توزیع برگههای نظرخواهی و پارچهنویسیهای مختلف به امور ضروریتر بپردازند. به راستی مگر ساختن چند توالت سالم و بهداشتی چقدر هزینه دارد که سالهای سال است مسئولین نمیتوانند این مشکل را در گوشهگوشه ایران حل کنند.
امسال ماهیهای دریاچه هم قهر کرده بودن و تقریبا هیچ ماهیگیری نتوانسته بود ماهی چندانی بگیرد. البته طبیعی بود که با وجود این تعداد ماهیگیر مشکلات اینچنینی پیش خواهد آمد. ظاهرا این مشکل هم باید به شکلی حل شود. شاید با ممنوع کردن ماهیگیری حتی با قلاب! ظاهرا سرنوشت این دریاچه هم حداکثر تا چند سال آینده مشخص خواهد شد. دریاچهای آلوده، بیماهی، بیدرخت و بدون طبیعتی بکر. شکستن و بریدن درختان سبز امسال به امری عادی تبدیل شده بود و هرچند دقیقه یک بار میتوانستیم کسانی را ببینیم که تنههای درختانی را حمل میکردند که تنها چند دقیقه پیش زنده بودند. به یاد جملهای میافتادم که "ما انسان ها طوری با زمین رفتار میکنیم که انگار یک زمین دیگر در صندوق عقب ماشین داریم". شاید بهتر بود همانطور که کسانی برای برخورد با رفتار اجتماعی آدمها تعیین شده بودند، کسانی هم برای برخورد با عملکرد ضد طبیعت نیز تعیین می شد. به هر حال گفتهها در این مورد زیاد است و عملها هم کم. ما هم کاری از دستمان بر نمیآمد جز اینکه با دیدن هر درخت به خاک افتاده آهی از ته دل بکشیم و با نگاهی و یا کلامی بفهمانیم که کاری اشتباه انجام شده، اما چه فایده که همیشه بد بودن راحت تر از خوب بودن است. طبیعت زیبای دریاچه گهر در خطر نابودی است چه بخواهیم و چه نخواهیم. امیدوارم مسئولین محترم این دریاچه بشنوند و عمل کنند.
نصف شب به همراه چند نفر از دوستان علاقه مند کمی از دریاچه دور شدیم تا به دور از مزاحمتهای نوری دقایقی به تماشای آسمان غریبه بنشینیم. واقعا غریبه بود. هیچ کدام از ستارهها را نمیشناختیم. نه اینکه نشناسیم، میشناختیم اما انگار فقط اسم آنها را میدانستیم.
روز سوم حضور در کنار دریاچه هم همانند روزهای قبل شروع شد. دو دوست شیرازی به دلیل برنامههایی که داشتند تصمیم گرفته بودند که یک روز زودتر بازگردند. بعد از جمع کردن تجهیزات و خداحافظی حدود ساعت 8 به سمت دورود حرکت کردند. حدود ساعت 10 صبح به همراه نظام به سمت دریاچه دوم حرکت کردیم. هم به جهت دیدن دوباره محیط اطراف و هم به جهت کنجکاوی در مسیر الیگودرز. بعد از دریاچه حدود نیم ساعتی مسیر را ادامه دادیم و مسیر را تا حدودی شناختیم که برای برنامههای بعدی بتوانیم برنامهریزی دقیقی داشته باشیم. بازگشت کمی طولانی شده بود. مخصوصا با همراه داشتن تنه درخت پوسیده و بلندی که کاملا برای آتش روشن کردن مناسب بود سرعت ما کاهش زیادی پیدا کرده بود. با این تنه درخت شب چند ساعتی آتش خوبی فراهم کردیم.
صبح روز بعد با جمع کردن چادرها و تجهیزات به سمت چشمه اول راهی شدیم. ناهار را در کنار چمشه اول خوردیم و با توقفهایی که در مسیر پیش آمد حدود ساعت 7 به چشمه اول رسیدیم. وانت نیسانی که قبلا هماهنگ شده بود را سوار شدیم و بعد از رسیدن به راه آهن تا رسیدن قطار و سوار شدن ساعتی استراحت کردیم.
صبح حدود ساعت 7 صبح به تهران رسیدیم و باز هم زندگی ماشینی را آغاز کردیم به امید آنکه باز هم روزی بیاید که چند روزی از این زندگی فرار کنیم...
نویسنده: anobanini
نظرات 17
سلام برشماسفرنامه زيبايي بود و تصاوير زيبايي خيلي خيلي خوش بحالتان همچنان خوش باشيد
بابا ایول خسته نباشید
عکساتون فوق العاده بود
ممنون .
سلام
از يدن عكسها فوقالعاده لذت بردم .ايمل دعوت به اين سفر كه به دستم رسيد از طرفي خوشحال شدم به دليل اين حركت زيبا و از طرفي هم كمي دلم گرفت چون نميتونستم بيام من مشهد و دوستان در تهران امكانش رو هم نداشتم اما با ديدن اين عكسها لذتي عجيبي در وجودم حس كردم .ممنونم و با آرزوي موفقيت
مانا باشيد
براستي كه جاي همه خالي بود . انشالله توي برنامه آينده شايد همه بيايند و بدقولي نكنند .
اين آقا مهدي كارش خيلي درسته
ایشالا برنامه های بعدی ما هم میایم
تبریک میگم. برنامه خوبی بوده
سلام
ما که از همه دوریم و نمی تونیم بیاییم اما به شما خوش بگذره
خوش باشید
http://www.rijabe.blogfa.com
واقعا خوش به حالتون كه تونستين با برنامه ريزي خوب از اين تعطيلات 5 روزه استفاده كنين.
سلام
خوش به حالتون
البته ما هم در تعطیلات برنامه برای شهرکرد داشتیم که خیلی چسبید
میبینم که هیچ خانمی باهاتون نبوده! همه بدقولی کردن؟
جای ما خالی :دی
درود بر شما عزیزان
عکسها بسیار زیبا و گویا هستند. از توضیحات مختصر و مفید شما هم لذت بردیم .
پاینده باشید
http://kousha.fotopages.com
سلام
عکسها و مطالب جالب بود
جای ما خالی
یه برنامه برای دریاچه گهر دارم
http://www.shekar-tabiat.blogfa.com
mehdi jan dastet dard nakone
ma ke saadat nadashtim bashim vali namayende ferstadim!!!
سلام
خیلی دوست داشتم همراه شما باشم اما متاسفانه کاری پیش آمد و فرصت نشد. انشاالله در سفر بعدی با شما همراه خواهم بود.
خواندنی بود
Salam, khosh be haleton...
تبلیغات
برخی صفحات داخلی سایت
تهران آذربایجان شرقی آذربایجان غربی | اردبیل | اصفهان | ایلام | بوشهر | چهار محال و بختیاری | خراسان جنوبی | خراسان رضوی | خراسان شمالی | خوزستان | زنجان | سمنان | سیستان و بلوچستان | فارس | قزوین | قم | کردستان | کرمان | کرمانشاه | کهکیلویه و بویر احمد | گلستان | گیلان | لرستان | مازندران | مرکزی | هرمزگان | همدان | یزد |لینک دوستان
| تاریخ ما زنده ماندن در شرایط سخت . . . Iran Travel Tour and Tourism | افزایش پیج رنک و تعداد بازدید . . | طراحی لوگو، بنر و آیکون | ایرانگردی | کویرهای ایران تبلیغ باشی | دانلود نرم افزار با سوران | iran travel and tourism | نازترین سایت ایران | گالری تصاویر ایران و جهان | نقشه ایران | دانلود کتاب | آیکون | نمای ایران | عکس و دانلود کلیپ موبایل | آگهی رایگان در سایت 1000 نیاز | پاتوق تخصصی نرم افزار | جاویدان | مریم | مجله علمی | سرورهای مجازی فارکس | آدمای گنده | سازه و معماری | تبلیغات رایگان پارسیان
ثبت لینک شما
موضوعات
آخرین نوشته های این بخش
برنامه کلوت های شهداد و کویر لوت و دیدار از باغ شازده ماهان
برنامه کویر و روستای مصر، جندق، خور و بیابانک، فرحزاد، گرمه
برنامه کویر و کاروانسرای مرنجاب و دریاچه نمک؛ آران و بیدگل
برنامه سافاری منطقه حفاظت شده خارتوران و کویر مرکزی ایران
جنگل ابر، بسطام، شاهرود، روستای ابر، روستای شیرین آباد، علی آباد
جنگل های اسالم به خلخال
تهران، شیراز، بندر گناوه، بندر ریگ، روستای جزیره شمالی، انجیرو
یزد، بندر عباس، قشم، جزیره هنگام، درگهان، بازار ستاره، غار نمکی، جنگل حرا
سمنان، دامغان، چشمه علی- بهمن 1387
پیاده روی جنگل های خلخال-اسالم (مسیر اسالم به خلخال) (مهرماه 1387)
جنگل و ساحل گیسوم (تهران، کرج، قزوین، رودبار، منجیل، رشت، رضوانشهر)
جنگل ابر- تیرماه 1387 (سمنان، شاهرود، روستای ابر، شیرین آباد)
دریاچه گهر (دورود، درِیاچه گهر)
بیابان لوت (گزارش سفر ماجراجويانه به قلب كوير افسانه اي لوت)
کاشان، آران و بیدگل، کویر مرنجاب، آذر 1386
تهران، سلطانیه، اردبیل، سرعین، آستارا، گیسوم و منجيل، مرداد 1386
دورود، دریاچه گهر، مرداد 1386
آلاشت، سوادکوه، قائم شهر، مازندران، آبان 1387
کاشان، ابيانه و مشهد اردهال، اردیبهشت 1386
الموت، قلعه حسن صباح و درياچه اوان قزوين، اردیبهشت 1386
کویر لوت (عبور ماجراجویانه از بیابان خشک و بی آب و علف لوت)
یزد، تفت، مهریز، بندر عباس، جزیره قشم، بندر لنگه، جزیره کیش (هرمزگان)، دی ماه 1385
قزوین، زنجان، تکاب، آبان 1385
مراغه، میادوآب، مهاباد، بوکان، نقده، اشنویه، پیرانشهر، سردشت، بانه و سقز (آذربایجان غربی، شرقی و کردستان)، مرداد 1385
مراغه، مرند، جلفا، ماکو، خوی و ارومیه (آذربایجان شرقی و غربی)، خرداد 1385
قمصر، نیاسر، اردیبهشت 1385
کرمان، بم، زاهدان، زابل، خاش، ایرانشهر، چابهار، راین، ماهان (سيستان و بلوچستان و کرمان)؛ فروردین 1385
تبریز، روستای کندوان، سرعین، اردبیل، آستارا، گسیوم، بندر انزلی، آذربايجان شرقي، اردبيل و گيلان، شهریور 1384
اندیمشک، دزفول، شوش، هفت تپه، شوشتر، اهواز، سوسنگرد، بستان، آبادان، خرمشهر (خوزستان)، بهمن 1383
































































درود بر شما
دوستان و مهتران
از این که گامهای شما میهمانان گرامی بر خاک پاک و بی آلایش لرستان و کوه های سربلند زاگرس گذارده شده است شادمان و خرسند هستم. امید دارم روزها و شبهای خوشی در این سرزمین کهن گذرانده باشید.
شما دیگر دوستان را نیز برای دیدن این دریاچه زیبا و دیگر چشم اندازهای این بخش از سرزمینمان فرامی خوانم
پاینده باشید
بدرود