سفرنامههای منتخب ایرانگردی
پیاده روی جنگل های خلخال-اسالم (مسیر اسالم به خلخال) (مهرماه 1387)

مسیر: تهران، کرج، قزوین، رودبار، منجیل، رشت، اسالم، خلخال
تاریخ: مهرماه 1387
افراد: 23 نفر
سه شنبه 9 مهرماه بعد از هماهنگی های خسته کننده ای که انجام شده بود، ساعت 11:30 شب 23 نفر سوار اتوبوس شده بودند. این سفر به دلیل تعداد نفرات امکان اجاره اتوبوس فراهم شده بود. با خیال راحت می توانستیم به سمت مقصد حرکت کنیم و مجددا به تهران برگردیم.

مسیر مسافرت
شب عید بود و ترافیک سنگین! طبق برنامه باید حدود ساعت 8 صبح به خلخال می رسیدیم. اما بیش از 4 ساعت تاخیر داشتیم. بین راه آقا مهدی، راهنمای عزیز خلخالی چند بار تماس گرفت و از احوال ما جویا شد.
ساعت حدود 6 صبح به منجیل رسیده بودیم. توقف کوتاهی برای نماز داشتیم و مجددا راهی شدیم. صبحانه را کنار خیابان در باران نرمی خوردیم و مجددا به سمت خلخال ادامه مسیر دادیم.
اسالم یکی از شهرهای استان گیلان است و خلخال یکی از شهرهای استان اردبیل. ظاهرا گروه هایی هستند که مسیر اسالم به سمت خلخال را پیاده روی کرده اند. اما به دلیل افزایش ارتفاع نسبتا زیاد برنامه ریزی ما برعکس بود. یعنی از خلخال به اسالم. بین این دو شهر دو جاده وجود دارد. یکی جاده آسفالت که مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه است و دیگری راه مالرو که تنها مورد استفاده اهالی چند روستا و کوه نوردان و طبیعت گردان می باشد. ما باید مسیر آسفالت را با اتوبوس به سمت خلخال طی می کردیم و همین مسیر را از راهی تقریبا موازی با جاده اصلی پیاده بر می گشتیم. البته قرار نبود که کل مسیر پیاده طی شود بلکه تنها حدود نیمی از مسیر برای پیاده روی پیش بینی شده بود. اطلاعات مناسبی از مسیر به دست نیامده بود و تقریبا غریبه وارد منطقه می شدیم. تا روز آخر هم از اینکه راهنمایی داشته باشیم مطمئن نبودیم.
مسیر آسفالت اسالم به خلخال بی نظیر بود. جاده ای با شیب تند و پر از گردنه. اطراف جاده پر بود از درختان تنومند جنگلی. باران نسبتا تندی در حال باردیدن بود. موسیقی ملایم، بوی رطوبت، هزاران رنگ... دیدنی بود. حدود یک ساعت بعد از اسالم به تدریج جنگل تمام می شد. بعد از آن ییلاق های زیبا با چمن زارهای سبز در انتظار ما بود.

ییلاق های بین راه خلخال
حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود که به خلخال رسیدیم. بعد از آشنا شدن با راهنما به سمت مزرعه کوچک ایشان حرکت کردیم تا ناهار را همانجا بخوریم. بعد از ناهار و کمی استراحت به سمت روستای اندبیل که در حاشیه شهر قرار دارد حرکت کردیم. بعد از روستا هم کمی به سمت محل شروع پیاده روی آسفالت شده است. آقا مهدی که ظاهرا تا سال قبل رئیس فدراسیون کوهنوردی خلخال بود به همراه یکی از شاگردانش به اسم کاوه ما را همراهی می کردند.
ابتدای مسیر سربالایی نسبتا تندی است که عبور از آن حودد 45 دقیقه زمان نیاز دارد. بعد از عبور از این منطقه هوا تقریبا گرگ و میش شده بود. مابقی مسیر را با کمک نور باید طی می کردیم. از برنامه عقب بودیم و نمی توانستیم شب به روستای ناو برسیم.
بعد از حدود 2 ساعت پیاده روی به دعوت یک روستایی دوست داشتنی قرار شد شب را در کلبه یکی از اقوام ایشان که خالی بود اقامت کنیم. روستایی در آن نزدیکی نبود و تنها کلبه های پراکنده ای ساخته شده بود که تنها در فصول گرم سال استفاده می شد.
به سرعت بساط شام به راه شد. عدسی داغ در کنار موسیقی لایو علی آقا، این همسفر همیشگی به یاد ماندنی بود. بعد از مرور اشعار و موسیقی های قدیم و جدید کم کم آماده استراحت شدیم. کلبه به اندازه کافی جا نداشت، به همین دلیل با 7-8 نفری از دوستان بیرون کلبه چادر برپا کردیم. با کاوه تا 2-3 ساعت بعد از نیمه شب نشسته بودیم و صحبت می کردیم. لذت بخش بود که می دیدم همه جای ایران کسانی هستند که حاضرند این همه سختی راه را تحمل کنند تا اینطور از بودن در طبیعت لذت ببرند. دیدن شعله های آتش، آسمان پر ستاره و...
کاوه حدود 2 نیمه شب خوابید و به شهادت دوستان 3 نیمه شب دوباره کنار آتش نشسته بود و تا صبح همانجا بود. دروغ نمی گفت؛ دوست داشت طبیعت را. همیشه می شنیدم از این آدم ها، اما ندیده بودم... قطعا "محمد اوراز" ها از همین آدم ها ساخته شده...
یادم رفت! خاطره اولین صعود کاوه از زبان آقا مهدی هم جالب بود. دماوند... بله دماوند اولین صعود این نوجوان 18 ساله بود. کاش می شد برای این نوجوان ها کاری کرد...
تا 8 صبحانه خوردن و آماده شدن طول کشید. هوا صاف و آفتابی بود. رنگ ها دیدنی بود. تا جایی که می توانستم از فرصت استفاده کردم و عکس گرفتم. این بار برخلاف دفعات قبل هم دوربین عکاسی داشتم و هم دوربین فیلم برداری. کار سختی بود از هر دو استفاده کردن. اما چاره ای نبود. آقا مصطفی، نیامده بود و مجبور بودم خودم فیلم برداری کنم.
ظهر به دشت سرسبز و زیبایی رسیدیم. جای مناسبی برای ناهار بود. به پیشنهاد آقا مهدی مراسم گوسفندخوران اجرا کردیم که البته به دلیل اینکه آتش مناسبی فراهم نشده بود با موفقیت اجرا نشد. 3-4 ساعتی مراسم ناهار خوردن و استراحت طول کشید.
هوا هم کم کم سر ناسازگاری داشت. نزدیک غروب بود که باران شروع شد. با وجود تدابیری احتیاطی که اندیشیده شده بود، خوشبختانه کسی از بارندگی ترسی نداشت. پانچوها آماده بود. آن شب هم تا حدود ساعت 8 شب در تاریکی جنگل و باران مشغول پیاده روی بودیم.
به روستای کوچکی بین راه رسیدیم که کافه خالی و کوچکی داشت. البته کافه ای بدون در و پنجره و تقریبا می توان گفت فقط یک سقف داشت. بخاری هیزمی و نسبتا بزرگی داشت که وسیله خوبی برای درست کردن شام بود.

دخترها در یکی از اتاق های خانه صاحب کافه خوابیدند و ما هم در همان کافه. شب خوبی بود. بارانی و کمی سرد. اما به هر حال سقفی داشتیم. صبح زود بعد از خوردن کار مشترک چند تا از دخترها به حرکت ادامه دادیم. باران همچنان می بارید، البته با شدت کمتر.
بین راه بعد از گذر از چند رودخانه کوچک با هشدار چند نفر از اهالی منطقه متوجه مسدود شدن راه شدیم. حدود یک ساعت از مسیر را باید باز می گشتیم و در نهایت مسیر دورتری و مشکل تری را باید انتخاب می کردیم. تا کنار کافه ای به اسم کافه شایان برگشتیم. اینجا مسیر به دو شاخه تقسیم می شد. مسیر اصلی از سمت چپ و در امتداد دره بود. ما باید مسیر سمت راست را انتخاب می کردیم. سربالایی تند و طولانی از میان جنگل. یکی از اهالی منطقه با ما همراه شد تا راه های نزدیکتری را به ما نشان دهد. البته راه های نزدیک تر به قیمت کثیف شدن لباس بسیاری از دوستان و تقسیم شدن گروه تمام شد. ولی مسیر دیدنی بود. کوره راهی از میان جنگل بود. تقریبا تمام گروه ها از راه اصلی این مسیر را طی می کنند. به همین دلیل قدم زدن در میان شاخ و برگ درختان را تجربه نمی کنند. اما این توفیق نصیب ما شد و توانستیم دقیقا از میان کوره راه های جنگلی حرکت کنیم.









تصاویر مختلفی از مسیر و همراهان؛ اسالم به خلخال
با راننده ساعت 10 صبح قرار گذاشته بودیم در کنار کافه احمدی. اما الان ساعت حدود 2 بود و ما جای دیگری از جنگل بیرون آمده بودیم. موبایل هم آنتن نداشت. چند نفر از دوستان سوار بر نیسانی شدند و به سمت محل قرار با راننده حرکت کردند. حدود یک ساعت طول کشید تا برگردند. از دیدن حسن آقا (راننده) همه خوشحال شده بودیم. خسته بودیم و گشنه. بودن ماشین نوید استراحت و غذا را می داد. به سمت اسالم حرکت کردیم. آقا مهدی و کاوه اسالم پیاده شدند.
پی نوشت
------------------------------
سفرنامه تصویری خلخال به اسالم (10 دقیقه، با کیفیت عالی؛ حدود 100 مگابایت)
سفرنامه تصویری خلخال به اسالم (10 دقیقه، با کیفیت خوب؛ حدود 20 مگابایت)
سفرنامه تصویری خلخال به اسالم (10 دقیقه، با کیفیت متوسط؛ حدود 6 مگابایت)
نویسنده:
anobanini
نظرات 60
Wow..
Where r u living?
خوشا به حالتون...
فکر می کنم فقط شمایید که تو این مملکت دارید حال می کنید
Wow..
Where r u living?
زیبا بود
واقعا زندگی می کنید شما ها...
چه جاهایی تو ایران وجود داره اونوقت ملت میرن دبی...
بی نظیره
عکس ها خیلی زیبا بود
سفرهای شما جنبه های مثبت زیادی داره. امیدوارم من هم بتونم همراه باشم با شما
جه دنیای قشنگی داریم ها
چه مناظری؟!!!!
سلام خسته نباشید سفرنامه جالبی بود برنامه بعدیتون به ما هم بگین بیایم!
khali khoshhalam ke be jangalhay bekre iran safar mikonid hameshe shad bashid
عالی بود.
har ja ke raftin be mohite ziste onja ham tavajoh dashtin ? bade har basate ghaza kamelan hame ja ro tamizo pakize ja gozashtin ?
واقعا خوش به حالتون چه آب و هواو چه مناظری داره انگار بهشته.
سلام
من از منطقه خلخال هستم.
ممنونم از همتون
http://www.hashjin.com
با سلام خدمت تمامی آدمهای باحال و اهل طبیعت
من بعنوان یک خلخالی طبیعت این قسمت رو خیلی دوست دارم و خودم هم از این مسیر رفتم . چند تاعکس هم من توی وبلاگم گذاشتم . از همه عزیزانی که دوست دارند یک طبیعت بکر ببینند دعوت میکنم حتما به شهر ما خلخال بیاند و از این مسیر گذری بکنند مطمئنا از بچه های با حال خلخال کسانی هستند که راهنمای شما باشند .
منتظر حضور گروههای مختلف کوهنورد و طبیعت گرد در خلخال هستیم
http://www.khalkhaim.mihanblog.com
فیلم های جالب بود
کاش از جاهای که میرید مسیر چی پی اس تهیه کنید. اینجوری برا سفرهای بعدی به درد می خوره و می تونید آرشیو به درد بخوری درست کنید. شما که میرید و این همه انرژی می ذارید. عکس می گیرد. مطلب تهیه می کنید. فیلم می گیرد.
جی پی اس هم داشته باشید میشه گفت آرشیوتون کامل میشه.
موفق باشید
تبریک
shoma ham hal darid ha
in che jahaiie ke mirid
ye ja berid ma ham betonim biaim
اینجور سفر رفتن برنامه ریزی زیادی می خواد. واقعا خسته نباشید
عجب سفرهایی میرید بابا
برنامه بعدی کجاس رفیق؟
ایشالا بعدیها ما هم باشیم
سفرنامه قشنگی است
ما هم چند سال پیش این مسیر را رفتیم. دیدنی بود
چه جاهایی داریم ایران؟!!!
سفر خوبی بوده ظاهرا
دعوت کنید ما هم بیایم
این سایت در نوع خودش بهترینه
چقدر باحالید شما...
خیلی جالب بود یک بار هم ابشار بیشه رو برین توی منطقه لرستان نزدیک دورود و خرم اباد. موفق باشید.
بهترین سایت در زمینه ایرانشناسی هست. تبریک و خسته نباشید
khosh be haleton, kash manam mitonestam biam
آرشیو کاملی دارید درست می کنید. موفق باشید
عجب عکس هایی. ای ول
چطوری میتونم در تور شما شرکت کنم
لذت بردم از خوندن سفرنامه . حيف شد كه نتونستم بيام. خوشحالم به همه خوش گذشته .
سفر با آقا مهدي غلامي هيچ وقت غمي نداره و حتما خوش ميگذره اخه اين روزها همه با انوبانيني سفر ميکنند شما طور ؟
چه منظره هایی؟!!!
بابا دمتون گرم. عجب جاهايي پيدا ميكنيد برا تفريح
خوش به حالتون
سلام مرسي خسته نباشيد خيلي قشنگ بود هم عكسها و هم سفرنامه. خوشحالم كه با شما به همچين سفر پر هيجاني رفتم بازم ممنونم
ایشالا در سفرهای بعدی ما را هم با خودتون ببرید
عجب عکس هایی
سلام خوش بحلتون که انهمه منظره طبیعی را تجربه کردین ! اگر خودم می بودم کباب نازی درست می کردم !!
سلام اقا مهدي ممنون. سفر نامه ي خوبي بود.منم از با شما بودن خيلي خيلي لذت بردم.ياشاسون اذربايجان.ساغول
سلام. خسته نباشید. سفرنامه حرف نداره. ممنون
عالی بود...آقا مهدی مرسی.......
اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
چشم اندازهای فوق العاده زیبا همراه فضای دوستانه و صمیمانه ، سفر به یاد ماندنی را رقم زد .سپاس از همه دوستان
عکس ها عکس ها دیوانه کننده است
مرسی
سلام.
خوش به حالتون! دفعه دیگه مارو هم ببرید.!!
برنامه بعدی رو که داری رفیق....
من که آماده ام تو چطور؟
جالب بود اما میتونست مسافرت با هیجان تری باشه.(البته خوشحالم که نبود و همه سالمند)
عكساي فوق العاده اي بود...
فقط اميدوارم جاي ما رو هم خالي كرده باشين (شكلك گريه)
عكساي فوق العاده اي بود...
فقط اميدوارم جاي مار و هم خالي كرده باشين (شكلك گريه)
سلام آقا مهدی گل
دمت گرم
باهال بود
DeltaBoy
خسته نباشی آقا مهدی، باز هم همه زحمت ها به گردن شما افتاد. ممنون بخاطر همه چی...
سفرنامه بسیار جالبی بود. ممنون که آنرا تهیه کردید.
تبلیغات
برخی صفحات داخلی سایت
تهران آذربایجان شرقی آذربایجان غربی | اردبیل | اصفهان | ایلام | بوشهر | چهار محال و بختیاری | خراسان جنوبی | خراسان رضوی | خراسان شمالی | خوزستان | زنجان | سمنان | سیستان و بلوچستان | فارس | قزوین | قم | کردستان | کرمان | کرمانشاه | کهکیلویه و بویر احمد | گلستان | گیلان | لرستان | مازندران | مرکزی | هرمزگان | همدان | یزد |لینک دوستان
| تاریخ ما زنده ماندن در شرایط سخت . . . Iran Travel Tour and Tourism | افزایش پیج رنک و تعداد بازدید . . | طراحی لوگو، بنر و آیکون | ایرانگردی | کویرهای ایران تبلیغ باشی | دانلود نرم افزار با سوران | iran travel and tourism | نازترین سایت ایران | گالری تصاویر ایران و جهان | نقشه ایران | دانلود کتاب | آیکون | نمای ایران | عکس و دانلود کلیپ موبایل | آگهی رایگان در سایت 1000 نیاز | پاتوق تخصصی نرم افزار | جاویدان | مریم | مجله علمی | سرورهای مجازی فارکس | آدمای گنده | سازه و معماری | تبلیغات رایگان پارسیان
ثبت لینک شما
موضوعات
آخرین نوشته های این بخش
برنامه کلوت های شهداد و کویر لوت و دیدار از باغ شازده ماهان
برنامه کویر و روستای مصر، جندق، خور و بیابانک، فرحزاد، گرمه
برنامه کویر و کاروانسرای مرنجاب و دریاچه نمک؛ آران و بیدگل
برنامه سافاری منطقه حفاظت شده خارتوران و کویر مرکزی ایران
جنگل ابر، بسطام، شاهرود، روستای ابر، روستای شیرین آباد، علی آباد
جنگل های اسالم به خلخال
تهران، شیراز، بندر گناوه، بندر ریگ، روستای جزیره شمالی، انجیرو
یزد، بندر عباس، قشم، جزیره هنگام، درگهان، بازار ستاره، غار نمکی، جنگل حرا
سمنان، دامغان، چشمه علی- بهمن 1387
پیاده روی جنگل های خلخال-اسالم (مسیر اسالم به خلخال) (مهرماه 1387)
جنگل و ساحل گیسوم (تهران، کرج، قزوین، رودبار، منجیل، رشت، رضوانشهر)
جنگل ابر- تیرماه 1387 (سمنان، شاهرود، روستای ابر، شیرین آباد)
دریاچه گهر (دورود، درِیاچه گهر)
بیابان لوت (گزارش سفر ماجراجويانه به قلب كوير افسانه اي لوت)
کاشان، آران و بیدگل، کویر مرنجاب، آذر 1386
تهران، سلطانیه، اردبیل، سرعین، آستارا، گیسوم و منجيل، مرداد 1386
دورود، دریاچه گهر، مرداد 1386
آلاشت، سوادکوه، قائم شهر، مازندران، آبان 1387
کاشان، ابيانه و مشهد اردهال، اردیبهشت 1386
الموت، قلعه حسن صباح و درياچه اوان قزوين، اردیبهشت 1386
کویر لوت (عبور ماجراجویانه از بیابان خشک و بی آب و علف لوت)
یزد، تفت، مهریز، بندر عباس، جزیره قشم، بندر لنگه، جزیره کیش (هرمزگان)، دی ماه 1385
قزوین، زنجان، تکاب، آبان 1385
مراغه، میادوآب، مهاباد، بوکان، نقده، اشنویه، پیرانشهر، سردشت، بانه و سقز (آذربایجان غربی، شرقی و کردستان)، مرداد 1385
مراغه، مرند، جلفا، ماکو، خوی و ارومیه (آذربایجان شرقی و غربی)، خرداد 1385
قمصر، نیاسر، اردیبهشت 1385
کرمان، بم، زاهدان، زابل، خاش، ایرانشهر، چابهار، راین، ماهان (سيستان و بلوچستان و کرمان)؛ فروردین 1385
تبریز، روستای کندوان، سرعین، اردبیل، آستارا، گسیوم، بندر انزلی، آذربايجان شرقي، اردبيل و گيلان، شهریور 1384
اندیمشک، دزفول، شوش، هفت تپه، شوشتر، اهواز، سوسنگرد، بستان، آبادان، خرمشهر (خوزستان)، بهمن 1383





























































فقط سکوت